امّ ابیها ... قرآن , دخترانه ,   
واژه امّ را اینگونه معنی کرده اند: هر چیزی که اشیاء دیگر به آن ضمیمه شوند.(یعنی خودش مرجع و اصل باشد.)ریشه برای چیز دیگری باشد یا ریشه برای تربیت یا اصلاح آن چیز دیگر باشد.2
در قرآن به پیامبر ص امّی گفته شده است.3 در روایت هم آمده است که کنیه حضرت زهرا س «امّ ابیها» است.
آیا مرجع و ریشه پیامبر ص زهرا بود. آیا امّی بودن پیامبر یعنی زهرایی بودن و وابستگی خاص معنوی به زهرا. پیامبر ص زیاد زهرا را می بوسید. می گفت من هرگاه دلم برای بهشت تنگ می شود گلوی فاطمه را می بوسم.4
آیا مرجع تمام انسانها امامان ع هستند و مرجع همه امامان امّ الائمّه. و حتی مرجع پیامبر ص هم امّ ابیهاست. همو که وقتی متولّد شد به سجده افتاد.5
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- كتاب العین، ج‏8، ص: 426
2- المفردات فی غریب القرآن، ص: 85
3- الأعراف : 15
4- فضائل الخمسة من الصحاح الستة، ج‏3، ص: 129
5- فضائل الخمسة من الصحاح الستة    ج‏3    125

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در شنبه 1391/02/23 و ساعت 22:43 | نظر شما ()

اینجا ایران است دیار دلبران ... محرّم , دخترانه , دلنوشته ,   
زینب سلام 
تولدت مبارك 
من از اینجا به تو تبریك می گویم؛ از ایران؛ 
از دیار دختران ماه و پنجه های آفتاب؛
شالهایشان كم كم مانند شال عزا به گردنشان می افتد؛
از بس برایت اشك می ریزند گونه هایشان آب می شود و گونه می گذارند؛
از بس بینیهایشان را در سجده به خاك می مالند مجبور می شوند آن را عمل می كنند؛ 
بازی آنها، گرل فرند و بوی فرند است؛
اینجا ایران است؛
دیار مدلهای مو؛ كلكسیون رنگها؛ خطها؛ ر‍‍‍ژها؛ ریملها؛ 

ادامه مطلب

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در شنبه 1391/01/5 و ساعت 10:31 | نظر شما ()

دانشجویان دختر (ترم اوّلی ها) ... دخترانه ,   
ضمن عرض تبریک سال جدید به تمام دانشجویان
مشکل اوّل:روزی که بهش گفتن دانشگاه فلان شهر رو آوردی قند تو دلش آب شد. نمی دونست که وقتی از وَرِ دل بابایی و مامان جونش جداش کنن و راهی شهر غربت شه، باید چایی تلخ دوری  رو ضمیمه قندهای آب شده توی دلش کنه. اوّل پاییز که به خوابگاه دانشجویی پا میزاره تازه شروع بارونهای بهاری از چشمه‌ی چشمای خانومه. تو خوابگاه، یه گوشه از اتاقشون دراز میکشه و هندزفری رو توی گوشش میذاره، موبایلشش رو وارسی میکنه چند تا آهنگ غمگین مثل "اشک سرد" ساسان یا "اگه گریه بذاره"ی پویا بیاتی رو میذاره و ساق دستشو سایبون چشماش میکنه و آروم آروم اشک میریزه"اگه گریه بذاره مینویسم کدوم لحظه تو رو از من جدا کرد؟ نگو اصلا نفهمیدی نگو نه تو بودی اون که دستامو رها کرد..."
مشکل دیگه رو  اینطوری میگم: دختره چادری و نمازخونه از روستا قبول میشه و میاد دانشگاه .... میبینه همه مثل عروسن (البته مثل عروسایی که در ایّام عروسی نماز نمیخونن)میخواد کم نیاره اوّلش مراسم معارفه برای مانتو میگیره و ضمن خداحافظی با چادر از زحمات چندسالش تشّکر میکنه، بعد میاد میشینه پای آینه و هی میماله، میبینه آفتاب لُپاشو سوزونده و هر کاری میکنه باز هم تابلوه، بجاش  روسریشو عقب تر از بقیه میاره و مانتو شو کوتاهتر میکنه تا جبران بشه، وقتی هم میره روستا میگه نماز کیلو چنده.
دختر دیگه ای از همون روستا میاد با همون فرهنگ ولی مثل کوه تکون نمیخوره .با همون چارقدی که اومده برمیگرده و اتفاقا الان دیگه نمازاشو سر وقت میخونه.

مشکل اوّل دخترای دانشجو بعد از چند مدّت حلّ میشه و قناری به قفس جدید عادت میکنه؛ ولی نظرتون راجع به مشکل دوّم چیه؟ یعنی به نظر شما چرا تو دانشگاه بعضی ها متحوّل  میشن و بعضی ها نمیشن؟

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در شنبه 1389/07/10 و ساعت 17:06 | نظر شما ()

منم یک کبوترم مثل تموم دخترای ایران ... دخترانه , داستان ,   

      تا حالا یک کبوتر با شما صحبت کرده، اگه نه، پس من اوّلین کبوتری هستم که افتخار گپ­زدن با شما را دارم. ما حدود دویست ­تا کبوتریم از پا چکمه ای و چشم تا به تا و دم چتری گرفته تا نوک قناری و هلندی و سینه فری و پشت فری؛ البتّه کله پفکی و دم گیر هم خیلی باحالند ؛ کشیده کبوتر و گرد کبوترها هم زیاد طرفدار  دارند، کبوترای پشت دری هم خیلی بچّه ننه­اند و از پشت در اونطرف­تر نمیرن. 

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در پنجشنبه 1389/02/23 و ساعت 09:10 | نظر شما ()

نوشته های پیشین  
+ قرآن و حیوانات ترکیبی
+ پولدار راستگو بهتر است یا بی‌پول دروغگو
+ نقد رمان دعبل و زلفا ؛ بیرون آوردن انسان از پوسته‌ای تاریک و ظلمانی
+ الآن که نوجوان شده‌ام
+ ماجرای طلبه ای که بین سنت و مدرنیته پیوند ایجاد می کند
+ دریافت صفحات ابتدایی رمان « پرواز با پاراموتور را دوست دارم »
+ رمان کمیک استریپ های شهاب
+ رمان کمیک استریپ‌هاش شهاب منتشر شد
+ رمان پرواز با پاراموتور را دوست دارم منتشر شد
+ از علی آرمین در جشنواره سوهان روح تقدیر شد
+ برگزیده شدن علی آرمین در جشنواره اشراق در بخش خاطره بلند و تقدیر از رمان ایشان به نام « کمیک استریپهای شهاب »
+ سوال: مگر خدای مهربان ترس دارد، که می‌گویید از خدا بترسید؟
+ نمازخوانان صنعتگر
+ دنیای آدم و دنیای ابلیس
+ نقد رمان کنسرو غول
+ معنی قرآنی و روایی اسرائیل
+ در بین مقتولان فی سبیل الله چه کسی از همه بالاتر است؟
+ چه کسی بیشترین مفاتح الغیب را دریافت می‌کند؟
+ برای به باز کردن در غیبها چه چیزی لازم است؟
+ آیا کسی هست که غیبی برایش وجود نداشته باشد؟
+ شهید یعنی چه؟
+ ارباب من حسین است مخالف قرآن است
+ وقتی مژی گم شد
+ تفاوت کشتی نوح و کشتی حسین علیهما السلام
+ تفاوت نوح و حسین
+ وقتی تا سه می‌شمرم، انگشت‌هایم درد می‌گیرد.
+ آغوش خالی مادر؛ زبان حال مادر علی اصغر علیه السلام
+ کتاب حیات و قیام
+ داستان تولّد
+ حرمِ شهید وطن است
صفحات :