ارباب من حسین است مخالف قرآن است ...   
کسی که گفت ارباب من حسین است، حرفی مخالف صریح قرآن زد؛ حرفی که با کفر برابر است.

خدا شما را امر نمی‌کند که ملائکه و پیامبران را ارباب بگیرید؛ آیا پس از اینکه مسلمان شدید، شما را به کفر امر می‌کند؟؛ وَ لا یَأْمُرَكُمْ أَنْ تَتَّخِذُوا الْمَلائِكَةَ وَ النَّبِیِّینَ أَرْباباً أَ یَأْمُرُكُمْ بِالْكُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ(آل‏ عمران : 80)

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در جمعه 1395/07/30 و ساعت 20:36 | نظر شما ()

وقتی مژی گم شد ...   

وقتی مژی گم شد/ نویسنده: آقای حمید رضا شاه آبادی
داستان درباره دو دختر است به نام‌های مژگان و مژده که هر دو را مژی صدا می‌زنند. این رمان درباره‌ی دخترانی است که به نحوی با مشکلات خانوادگی و درک نشدن توسط اطرافیانشان درگیرند و کارشان به جاهای تاریکی کشیده می‌شود. جدای از بحث‌های روانشناسانه و آموزنده‌ای که دارد، چند نکته بیش از دیگر موارد، توجه مرا جلب کرد:
1- تِم تمام داستان با قرینه سازی عجین شده است. از خود دخترها که مرکز داستانند گرفته تا طرح جلد که شکل پروانه ای است که درون آن سر دو انسان روی دو بال پروانه نقش بسته است، تا دو نگهبانی که دوقلو هستند و تا منارجنبان که با لرزش یک گنبد، گنبد دیگرش می‌لرزد.
2- تقریبا خود کتاب هم مانند همان دو بال پروانه، به دو قسمت تقسیم شده بود و هر قسمت درباره یکی از مژی‌ها بود.
3- نویسنده چند فصل اول تمهیدی می‌چیند تا راوی اصلی داستان به نحوی بخواهد خودش را معرفی نکند. این تمهید تعلیقی ایجاد میکند که تقریبا نیمه‌ای از داستان ذهن خواننده را برای شناختن راوی اصلی درگیر می‌کند. جالب اینجاست که راوی در هر فصل خودش را جای یک نفر جا میزند و به خواننده می‌باوراند که راوی واقعی اوست ولی در فصل بعدی می‌فهمیم که راوی شخصی غیر از راویان قبل است.
4- نکته جالب دیگر اینکه راوی داستان به عنوان شاگرد کلاس داستان نویسیِ نویسنده معرفی شده است و استاد ساه آبادی در نیمه و پایان داستان درباره‌ی نوشته او اظهار نظر می‌کند.
5- استاد در نظر پایانی، سوال‌هایی درباره‌ی داستان ایجاد می‌کند که پیامد آن پایانی باز برای داستان است.

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در جمعه 1395/07/23 و ساعت 21:19 | نظر شما ()

تفاوت کشتی نوح و کشتی حسین علیهما السلام ...   
وقتی حضرت نوح استخوان‌های مردگان را بر آب دید، بسیار گریست و غمگین شد. خدا در پاسخ به این عکس العمل نوح فرمود: این کار خودت است. خودت نفرینشان کردی. و چقدر نوح با ادب است که به خاطر کاری که کرده، سریع استغفار و توبه می‌کند.1

سه قرینه بر ترک اولای نوح وجود دارد: 1- گریه و غمگینی شدید او 2- جواب خداوند که فرمود این عمل خودت است که نفرینشان کردی 3- استغفار و توبه‌ی نوح علیه السلام

مردم مخلوقات خدایند. اصل این است که اولیا و انبیا سختی های تبلیغ را تحمل کنند و آنها را نجات دهند وگرنه نفرین کردن و کشتنشان کار بی دردسری است ؛ کاری که امام حسین علیه السلام میتوانست کند ولی نکرد.


1عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَمَّا حَسَرَ الْمَاءُ عَنْ عِظَامِ الْمَوْتَى فَرَأَى ذَلِكَ نُوحٌ ع جَزِعَ جَزَعاً شَدِیداً وَ اغْتَمَّ لِذَلِكَ فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیْهِ هَذَا عَمَلُكَ بِنَفْسِكَ أَنْتَ دَعَوْتَ عَلَیْهِمْ فَقَالَ یَا رَبِّ إِنِّی أَسْتَغْفِرُكَ وَ أَتُوبُ إِلَیْكَ فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیْهِ أَنْ كُلِ الْعِنَبَ الْأَسْوَدَ لِیَذْهَبَ غَمُّكَ. (الكافی (ط - الإسلامیة) ؛ ج‏6 ؛ ص350)


|+| نوشته شده توسط علی آرمین در جمعه 1395/07/23 و ساعت 08:40 | نظر شما ()

تفاوت نوح و حسین ...   

نوح و یارانش سوار کشتی شدند تا گمراهان کشته شوند. 
حسین و یارانش کشته شدند تا گمراهان سوار کشتی شوند.

ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در پنجشنبه 1395/07/22 و ساعت 13:37 | نظر شما ()

وقتی تا سه می‌شمرم، انگشت‌هایم درد می‌گیرد. ...   
وقتی تا شماره‌ی سه می‌شمرم، انگشت‌هایم درد می‌گیرد. سه سالم است ولی خیلی چیزها را شنیده‌ام. شنیده‌ام که خیلی سال پیش که بابا حسینم هم سن و سالَم بوده، پیامبر خیلی او را دوست داشته. او را روی دوش خود می‌نشانده. حتی شنیده بودم که لب بابایم را می‌بوسیده؛ ولی من تا حالا لبش را نبوسیده‌ام. راستش خجالت می‌کشم. در عوض، گونه‌هایش را همیشه می‌بوسم.

ادامه مطلب

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در چهارشنبه 1395/07/21 و ساعت 17:15 | نظر شما ()

آغوش خالی مادر؛ زبان حال مادر علی اصغر علیه السلام ... محرّم ,   
شب ماه است و من در خیمه‌ای کوچک، تنها نشسته‌ام و می‌گریم. جای دنجی است برای شکستن بغض؛ چیزی که این چند روزه چشمانم را کم سو کرده است. گاهی صدای سوسویِ ناله‌ی زنی یا گریه‌ی کودکی بلند می‌شود و سکوت نحس شب را می‌شکند. اما هق هق من آرام است؛ خیلی آرام. از بچگی عادت به بلند گریستن نداشته‌ام. شانه‌هایم می‌لرزد و اشکم می‌غلتد و آرام سرازیر می‌شود. این اواخر اشک هم با من قهر کرده است. می‌گریم ولی اشک از چشمم نمی‌آید. روزهاست که خود را در آیینه ندیده‌ام ولی گمانم خیلی تغییر کرده‌ام. آخر در راه که ما را می‌آوردند، کنیزی مرا به دوستش نشان داد و گفت «به گمانت این کنیز را چند می‌خرند؟» و دوستش پوزخندی زد و پاسخش داد: «با این صورت تکیده و سیاه و چهره‌ی افسرده‌اش مفت هم نمی‌ارزد.» آغوشم هیچگاه به نبودنش عادت نداشت. زخم دوری‌اش چنان کاری بود که چند روزه فرتوتم کرده است و دارد پیرم می‌کند اما خاک بر سرم که دیروز قدری آب خوردم. نمی‌خواستم بخورم. به خدا نمی‌خواستم. به بانویم زینب هم گفتم. گفتم « بعد از لبان تشنه‌ی حسین و علی اصغرم، من غلط می‌کنم آب بنوشم. من که ماندنی نیستم تو را به خدا بگذارید لب تشنه بمیرم و خلاص شوم.» ولی بانو اصرار کرد و مرا ترساند که این کارت مانند خودکشی است و خدا و امام حسین هم راضی به تشنگی تو نیستند. اینقدر قربان صدقه‌ام رفت و بوسیدم و نوازش و نصیحتم کرد تا بالاخره قدری آب نوشیدم. اکنون که چند ساعتی از آب نوشیدنم گذشته، آب، شیر خشکیده‌ام را از نو روان ساخته و از درون آتشی شده و داغم را تازه کرده است. روز عاشورا شیرخوارم بود و شیر نداشتم و اکنون شیر دارم و شیرخوار ندارم. 

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در دوشنبه 1395/07/19 و ساعت 21:39 | نظر شما ()

کتاب حیات و قیام ...   
نَزَّلَ عَلَیْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَیْنَ یَدَیْهِ وَأَنْزَلَ التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِیلَ [آل عمران/3]
علی آرمین:
خدایی که حی(زنده) و قیوم(ایستاده است و دیگران را به ایستادن وامیدارد) کتاب را بر تو نازل کرد. 
نویسنده کتاب حی و قیوم است و کتابش، کتاب حیات و قیام.

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در شنبه 1395/07/17 و ساعت 08:17 | نظر شما ()

داستان تولّد ...   
سمانه حرکت مهتابی‌های روی سقف را می‌دید. فاصله‌ی بین دردهایش کم شده بود. رنگش به سرخی می‌زد. ملحفه‌ی روی تخت را در مشت‌هایش مچاله کرده بود و می‌فشرد. وارد آسانسوری بزرگ شدند و بعد وارد اتاق زایمان که نورافکنی قوی داشت. یکی از پرستار‌ها از او خون گرفت. دیگری کمربندی مخصوص را دور شکمش بست تا بتوانند ضربان قلب بچه را کنترل کنند. سمانه آرزو کرد «ای کاش مهدی پیشش بود.»

ادامه مطلب

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در جمعه 1395/07/16 و ساعت 06:30 | نظر شما ()

حرمِ شهید وطن است ...   
عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مِنْ مَخْزُونِ عِلْمِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ الْإِتْمَامُ فِی أَرْبَعَةِ مَوَاطِنَ حَرَمِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ حَرَمِ رَسُولِهِ ص وَ حَرَمِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع‏ وَ حَرَمِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ ع. (الخصال، ج1، ص252)
طین آمیخته‌ای از تراب و ماء است. وطن همان طینت است؛ مانند وعد و عدة. وطن جایی است که گل و سرشت و طینت انسان از آن نشأت می‌گیرد. علاوه بر جایی که انسان در آن متولد شده و نشو و نما کرده، چهار حرم وطن همه‌ی انسان‌ها است و نماز در آن‌ها تمام است: حرم خدا: مکه؛ حرم رسول: مدینه؛ حرم امام: کوفه(که محل حکومت امیر المومنین علیه السلام بود.)؛ حرم شهید: کربلا.

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در جمعه 1395/07/16 و ساعت 06:24 | نظر شما ()

علت نامگذاری ...   
1- به میوه فاکهه میگویند چون باعث شادی و نشاط میشود. مانند فکاهی که انسان را می خنداند.
2- لقمان از این جهت لقمان نامیده شد که به لقمه اش توجه داشت و همین باعث شد که خدا به ایشان حکمت عطا کند.

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در دوشنبه 1395/07/12 و ساعت 19:52 | نظر شما ()

آیا عذاب هم بشارت دارد؟ ...   
الانشقاق : 24 فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلیمٍ
بشره به معنی پوست است. گاهی فرح و نعمت یا عذاب و نقمت در دل است و آثارش در صورت و پوست انسان نمایان نمی‌شود. گاهی هم اینقدر شدت دارد که ظاهر و پوست انسان را هم نورانی و شاد(المطففین : 24 تَعْرِفُ فی‏ وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعیمِ) یا ظلمانی و آتشین می‌کند(المدثر : 29 لَوَّاحَةٌ لِلْبَشَرِ). پس بشارت تنها در مورد فرح و بهشتیان به کار نمی‌رود بلکه عذابهای دردناکی که از دل به پوست جهنمیان سرایت می‌کند نیز قابل بشارت است.

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در یکشنبه 1395/07/11 و ساعت 13:13 | نظر شما ()

نوشته های پیشین  
+ آیا یک امام جمعه نباید سوار پرادو شود؟
+ قرآن و حیوانات ترکیبی
+ پولدار راستگو بهتر است یا بی‌پول دروغگو
+ نقد رمان دعبل و زلفا ؛ بیرون آوردن انسان از پوسته‌ای تاریک و ظلمانی
+ الآن که نوجوان شده‌ام
+ ماجرای طلبه ای که بین سنت و مدرنیته پیوند ایجاد می کند
+ دریافت صفحات ابتدایی رمان « پرواز با پاراموتور را دوست دارم »
+ رمان کمیک استریپ های شهاب
+ رمان کمیک استریپ‌هاش شهاب منتشر شد
+ رمان پرواز با پاراموتور را دوست دارم منتشر شد
+ از علی آرمین در جشنواره سوهان روح تقدیر شد
+ برگزیده شدن علی آرمین در جشنواره اشراق در بخش خاطره بلند و تقدیر از رمان ایشان به نام « کمیک استریپهای شهاب »
+ سوال: مگر خدای مهربان ترس دارد، که می‌گویید از خدا بترسید؟
+ نمازخوانان صنعتگر
+ دنیای آدم و دنیای ابلیس
+ نقد رمان کنسرو غول
+ معنی قرآنی و روایی اسرائیل
+ در بین مقتولان فی سبیل الله چه کسی از همه بالاتر است؟
+ چه کسی بیشترین مفاتح الغیب را دریافت می‌کند؟
+ برای به باز کردن در غیبها چه چیزی لازم است؟
+ آیا کسی هست که غیبی برایش وجود نداشته باشد؟
+ شهید یعنی چه؟
+ ارباب من حسین است مخالف قرآن است
+ وقتی مژی گم شد
+ تفاوت کشتی نوح و کشتی حسین علیهما السلام
+ تفاوت نوح و حسین
+ وقتی تا سه می‌شمرم، انگشت‌هایم درد می‌گیرد.
+ آغوش خالی مادر؛ زبان حال مادر علی اصغر علیه السلام
+ کتاب حیات و قیام
+ داستان تولّد
صفحات :
1
2