تفنگ چخوف ...   
اگر در فصل اول به این اشاره کنید که تفنگی به دیوار آویخته شده است، این تفنگ باید در فصل دوم یا سوم مورد استفاده قرار بگیرد. اگر قرار نیست تیری از آن شلیک شود، نباید به دیوار آویخته شده باشد.
آنتون چخوف

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در پنجشنبه 1395/04/17 و ساعت 23:19 | نظر شما ()

یادداشتی بر رمان قدیس ...   
داستان در مورد کشیشی است که به کتب خطی علاقه دارد. جوانی برای او کتابی مربوط به 1400 سال پیش می‌آورد. کتاب، دست نوشته‌های عمرو بن عاص است که در سال 36 هجری نوشته شده است. با جزئیات زیاد جریان هم‌دستی‌اش با معاویه و مقابله‌شان با امیر المومنین را روایت می‌کند.
مدرسه که می‌رفتم زنگ ورزش خیلی برایم اهمیت داشت. اگر هوا بارانی بود نگران می‌شدم و از ته دل دعا می‌کردم که آفتابی شود. یکی از دلخوشی‌های زندگی‌ام همان ساعت بود. گاهی اواخر سال بدترین اتفاق ممکن می‌افتاد؛ به جای معلم ورزش، معلم ریاضی می‌آمد سر کلاس و می‌گفت که ریاضی عقب هستید و باید به جای ورزش ریاضی بخوانید.
برخی از رمان‌های مذهبی هم از این قاعده مستثنی نیستند. آنها بدون توجه به اینکه شور و اشتیاق کسی که کتاب را دست گرفته برای داستان است و بس، زنگ ورزش او را با ریاضی پر می‌کنند و خیال می‌کنند موفق شده‌اند با یک تیر دو نشان را بزنند. آن‌ها در اوایل داستان یا اواسط آن، نشان را از دست داده‌اند و خود بی‌خبرند.
داستان قدیس نیز به نظر بنده از این قبیل است. ابتدا داستان نسبتا جذّابی شکل می‌گیرد و تعلیق‌های قابل قبولی می‌شود؛ ولی از فصل سوم(صفحه 39) زنگ ریاضی شروع می‌شود؛ ممتدّ و از داستان گسیخته؛ نقل‌هایی تاریخی که حتی زبانش هم با زبان داستان تفاوت دارد. دیالوگ‌های نیم‌صفحه‌ای سر باز می‌کند و تازه آدم می‌فهمد داستانِ ابتدای کتاب در واقع دانه‌ای بوده تا او را به دام بیندازند.
بین داستان کشیش و داستان تاریخی شکافی عمیق است که به راحتی قابل اغماض نیست.
اصل اینکه داستان تلاش کرده تا موضوعی مذهبی را تبدیل به رمان کند قابل تحسین است. داستان شروعی خوب دارد و توصیفات زیبا و اطلاعات و جزئی نگری نویسنده نشان می‌دهد که با فضا آشناست؛ تا جایی که حتی نوع چای و عسلی که می‌خورند را هم بیان می‌کند.
یکی از معایب کار وقتی است که نویسنده باید برای کشیش ایجاد انگیزه کند؛ انگیزه‌ای که باعث شود با ولع نسخه‌های خطی را بخواند. با کمال تعجب و تاسف نویسنده ساده‌ترین و بی‌دردسرترین و در عین حال ضعیف‌ترین راه را انتخاب می‌کند. او در بیداری- و نه در خواب- حضرت عیسی را ظاهر میکند تا به کشیش تلویحا بگوید که نسخه‌های خطی را بخواند و از آن‌ها مطالبی را بیاموزد. 
فضای سالخورده و چروکیده‌ی داستان از دیگر مشکلات آن است. کشیش سالخورده است. زنش حدود 61 سال دارد. پروفسوری که متخصص کتب خطی است، 79 سال دارد. این فضا، فضایی سرد است که متاسفانه با نقل‌های عریض و طویل نه تنها تعدیل نشده بلکه بر سردی آن افزوده شده است.
این‌ها دست به دست هم می‌دهند تا حتی یک طلبه، هفتاد صفحه را بخواند و بقیه را کنار بگذارد؛ هر چند ممکن است این طلبه در مکاشفه‌ای قدیسی را مشاهده کند و انگیزه‌ی خواندن بقیه کتاب را به دست آورد.

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در شنبه 1395/04/5 و ساعت 22:17 | نظر شما ()

رویای نیمه شب، کتاب مسابقه کتاب و زندگی ...   

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در چهارشنبه 1395/04/2 و ساعت 01:21 | نظر شما ()

نوشته های پیشین  
+ نافله‌خوان را هم باید از چین وارد کنیم
+ عید مثل معاد است
+ مصاحبه همشهری قم با علی آرمین
+ گفتگوی خدا و قرآن
+ «به نام یونس»؛ سیر تکامل انسان در یک قصه قرآنی
+ میزبانی از خدا در ماه رمضان
+ آشنایی با رمان تازه‌منتشرشدۀ «به نام یونس»
+ یک حرف حساب
+ آشنایی با رمان «به نام یونس»
+ ماه رمضان امسال را با رمان به نام یونس تجربه کنید
+ مقایسه‌ای بین شهاب رمان کمیک استریپهای شهاب و یونس رمان برکت
+ رمان به نام یونس جزو پرفروش‌ترین‌های سی و یکیمن نمایشگاه بین المللی کتاب شد
+ نقد کمیک استریپهای شهاب
+ رونمایی از رمان به نام یونس در نمایشگاه کتاب تهران
+ رونمایی از رمان به نام یونس در نمایشگاه کتاب پاریس
+ گفتگو با روحانی رمان‌نویس
+ نگاهی به رمان «به نام یونس»
+ چرا نباید درخواست تعجیل فرج کرد؟
+ آیا یک امام جمعه نباید سوار پرادو شود؟
+ قرآن و حیوانات ترکیبی
+ پولدار راستگو بهتر است یا بی‌پول دروغگو
+ نقد رمان دعبل و زلفا ؛ بیرون آوردن انسان از پوسته‌ای تاریک و ظلمانی
+ الآن که نوجوان شده‌ام
+ ماجرای طلبه ای که بین سنت و مدرنیته پیوند ایجاد می کند
+ دریافت صفحات ابتدایی رمان « پرواز با پاراموتور را دوست دارم »
+ رمان کمیک استریپ های شهاب
+ رمان کمیک استریپ‌هاش شهاب منتشر شد
+ رمان پرواز با پاراموتور را دوست دارم منتشر شد
+ از علی آرمین در جشنواره سوهان روح تقدیر شد
+ برگزیده شدن علی آرمین در جشنواره اشراق در بخش خاطره بلند و تقدیر از رمان ایشان به نام « کمیک استریپهای شهاب »
صفحات :