تریلر انیمیشن آخرین فرستاده ... فیلم و رسانه ها ,   
[http://www.aparat.com/v/dGPyF]

انیمیشن سریالی پیامبر اعظم ص که فیلمنامه آن توسط استاد روحانی جناب آقای مظفر سالاری نوشته شده است. این سریال در جشنواره کن شرکت داده شده است.


|+| نوشته شده توسط علی آرمین در چهارشنبه 1392/08/22 و ساعت 15:07 | نظر شما ()

سارا ... داستان ,   

جمعیت زیادی آمده بود. هر کاندید، طرفدارانش دورش حلقه زده بودند. سارا هنوز نیامده بود. خیلیها منتظرش بودند. چند عکاس هم مسیر آمدنش را دید میزدند. درشکهای اشرافی کنار جمعیت ایستاد. سارا از درشکه پیاده شد. کفش پاشنه بلند قرمزش را زمین گذاشت. کفشش چشمم را گرفت. کفشی ظریف بود که با طرحی توری صورتی و چند لایه، رویش کار شده بود. همان ابتدا فهمیدم که این سارا با سارای خوابگاه دبیرستان هوستون خیلی فرق دارد. برای پیاده شدن، دستش را گرفتم. چه دست لطیفی داشت. انگشتانش ظریف و کشیده بود. ناخن هایش را بلند نگه داشته بود. برق انداخته و سوهان زده بود. یادش بخیر. خوابگاه که بودیم اتاقمان را پر کرده بود از ژورنال لباس و عکسهای فشن. عاشق « beautiful women match» بود.

ادامه مطلب

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در پنجشنبه 1392/08/16 و ساعت 13:31 | نظر شما ()

مهاجران- قسمت سوم ... داستان ,   

کریستال مشغول جویدن بندهای پای پاگنده بود. پاگنده قرص و مغرور ایستاده بود؛ درست مثل رئیس جمهوری که دارند کفشش را برق می اندازند. پای راستش آزاد شد. کریستال سراغ پای چپش رفت.

-این پام رو خیلی مواظب باش. لامسّب بندها زخمش کردن. 


ادامه مطلب

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در دوشنبه 1392/08/6 و ساعت 14:54 | نظر شما ()

آیا حضور روحانیت در سینما رسوایی به بار می آورد؟ ... فیلم و رسانه ها ,   

من با گره زدن میان روحانیت و سینما و این که یک روحانی کارگردان و یا تهیه کننده شودمخالفم... بارها مخالفت خودم را با حضور طلبه ها در محیط دانشکده صدا و سیما برای تهیه کنندگی اعلام کرده ام... عالمان دینی باید اصول را به اهل سینما بدهند. باید متدینان هنرمند را به این سمت بکشانند که در پی رنگ فیلم بر اساس سنت اسلامی رفتار کنند.

این ها حرف های سید رضی موسوی گیلانی بود. کسی که هم حوزه درس خوانده-البته معمّم نیستند- و هم عضو هیئت علمی مدرسه اسلامی هنر است. این که ایشان تا چه حدّ به طور عملی در فیلم و سینما کار کرده اند، بنده چیزی سراغ ندارم. عنوان جلسه این بود «سینما، روحانیت و جامعه دینی؛ چالشها و راهکارها».

هر چند در جلسه نامه ام را نخواندند، ولی این جا می نویسم؛ برای شما:
برادر بزرگوار، جناب آقای موسوی، صدها سال یا حداقل سی و چهار سال در انتظار همسایه گرسنه ماندیم. خواهش می کنم از ما نخواهید که باز هم در انتظار بنشینیم. 
بنده برخی از فیلمنامه نویسان بزرگ دنیا را می شناسم که بخاطر این که کارگردانان امانت دار خوبی برای فیلمنامه هایشان نبودند، خودشان عملا کارگردان شدند.
حضور روحانیت در سینما شبیه حضورش در مملکت داری است. وقتی می توانیم مملکت را اداره کنیم، که در رأسش یک روحانی، یک فقیه و یک اسلام شناس قرار بگیرد. این که می گویم در رأسش یعنی در رأسش. این یعنی وارد شدن روحانیت در عمل، نه در حدّ ارشاد و آقاجان این خوب است بکنید. آقاجان آن بد است نکنید.

نشستن و در انتظار این بودن که دیگران دستورات و وصایا و به فرمایش خودتان، اصول عالمانه شما را اطاعت کنند، نشدنی است. شما با چه مجوزی می فرمایید که روحانی، کارگردان نشود. تهیه کننده نشود؟! الان سینما غول تاثیر گذاری فرهنگی است. چرا می گویید روحانیت سکّان داری این کشتی را بر عهده نگیرد؟! مگر ما کاری جز تبلیغ و تاثیر گذاری فرهنگی داریم؟! در خانه نشستن و نظریه پردازی کردنِ صرف، اسلام بی بخار آمریکایی است. 
می گویند سینما فساد آور است. کسی نگفته است که سینما مدینه فاضله است. اما وظیفه حوزه چیست؟ قرآن را باز کنید. شیوه انبیا را ببینید. نه ما از ابراهیم خلیل علیه السلام  بالاتریم و نه سینما فاسدتر از بت کده های آن زمان. ابراهیم ع خود وارد شد و عملا رفت کنار ستاره پرست نشست. حتی در ظاهر با او همراهی کرد. کنار ماه پرست و خورشید پرست نشست. بعد توانست برایش حقانیت توحید را اثبات کند.[1] اگر ابراهیم می نشست کناری و نظریه پردازی می کرد که دیگر «آتشش بزنید»[2]  راه نمی انداختند. آری برادر، ز عمل کار بر آید به سخنرانی نیست. 

مگر قرآن نفرمود با آن ها به شیوه ای احسن، جدال کنید.[3] جدال چیست؟ مگر جدال این نیست که با وسیله ای شبیه وسیله دشمن با او مقابله کنیم؟ آن ها فیلم می سازند و ما نظریه پردازی کنیم؟!
یک کارگردان متدین غیر حوزوی کجا راز و رمزهای آیات و معارف اسلام را درک می کند؟ کجا می تواند بفهمد که وقتی یوسف گفت « إِنِّی رَأَیْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً...»[4]  یای متکلم، دلالت بر منیّت دارد یا نه؟ کجا می تواند بفهمد که «قد شفغها حبّا»[5] ی زلیخا بر چه نحوه شیفتگی ای دلالت دارد؟

جدای از این، مگر هر پیامبری طبق فن مرسوم و رایج در زمان خود معجزه نمی آورد؟ مگر سینما چشم مردم را پر نکرده است؟ مگر زن و بچه و عمر مردم را در خود غرق نساخته است؟ مگر مرسوم و رایج در زمان ما نیست؟ عصای موسوی حوزه کجاست تا فیلم هایی بیافریند که تمام کارگردانان ساحر هالیوودی در مقابلش ایمان آوردند؟

 

پاورقی:

1- «پس چون شب بر او پرده افكند، ستاره ‏اى دید گفت: «این پروردگار من است.» و آن گاه چون غروب كرد، گفت: «غروب‏ كنندگان را دوست ندارم.» و چون ماه را در حال طلوع دید، گفت: «این پروردگار من است.» آن گاه چون ناپدید شد، گفت: «اگر پروردگارم مرا هدایت نكرده بود قطعاً از گروه گمراهان بودم.»  پس چون خورشید را برآمده دید، گفت: «این پروردگار من است. این بزرگتر است.» و هنگامى كه افول كرد، گفت: «اى قوم من، من از آنچه [براى خدا] شریك مى ‏سازید بیزارم.» من از روى اخلاص، پاك دلانه روى خود را به سوى كسى گردانیدم كه آسمانها و زمین را پدید آورده است و من از مشركان نیستم.» [انعام/76-79]
2- «گفتند: اگر مى ‏خواهید كارى بكنید، بسوزانیدش و خدایان خود را نصرت دهید.»[انبیا/68]
3- «ادْعُ إِلى‏ سَبیلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتی‏ هِیَ أَحْسَنُ‏...[النحل/ 125] با حكمت و اندرز نیكو به راه پروردگارت دعوت كن و با آنان به [شیوه‏اى‏] كه نیكوتر است مجادله نماى...»
4- «من یازده ستاره را دیده ام ...»[یوسف/4]
5- «... و سخت خاطرخواه او شده است...» [یوسف/30]

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در یکشنبه 1392/08/5 و ساعت 21:32 | نظر شما ()

نوشته های پیشین  
+ نافله‌خوان را هم باید از چین وارد کنیم
+ عید مثل معاد است
+ مصاحبه همشهری قم با علی آرمین
+ گفتگوی خدا و قرآن
+ «به نام یونس»؛ سیر تکامل انسان در یک قصه قرآنی
+ میزبانی از خدا در ماه رمضان
+ آشنایی با رمان تازه‌منتشرشدۀ «به نام یونس»
+ یک حرف حساب
+ آشنایی با رمان «به نام یونس»
+ ماه رمضان امسال را با رمان به نام یونس تجربه کنید
+ مقایسه‌ای بین شهاب رمان کمیک استریپهای شهاب و یونس رمان برکت
+ رمان به نام یونس جزو پرفروش‌ترین‌های سی و یکیمن نمایشگاه بین المللی کتاب شد
+ نقد کمیک استریپهای شهاب
+ رونمایی از رمان به نام یونس در نمایشگاه کتاب تهران
+ رونمایی از رمان به نام یونس در نمایشگاه کتاب پاریس
+ گفتگو با روحانی رمان‌نویس
+ نگاهی به رمان «به نام یونس»
+ چرا نباید درخواست تعجیل فرج کرد؟
+ آیا یک امام جمعه نباید سوار پرادو شود؟
+ قرآن و حیوانات ترکیبی
+ پولدار راستگو بهتر است یا بی‌پول دروغگو
+ نقد رمان دعبل و زلفا ؛ بیرون آوردن انسان از پوسته‌ای تاریک و ظلمانی
+ الآن که نوجوان شده‌ام
+ ماجرای طلبه ای که بین سنت و مدرنیته پیوند ایجاد می کند
+ دریافت صفحات ابتدایی رمان « پرواز با پاراموتور را دوست دارم »
+ رمان کمیک استریپ های شهاب
+ رمان کمیک استریپ‌هاش شهاب منتشر شد
+ رمان پرواز با پاراموتور را دوست دارم منتشر شد
+ از علی آرمین در جشنواره سوهان روح تقدیر شد
+ برگزیده شدن علی آرمین در جشنواره اشراق در بخش خاطره بلند و تقدیر از رمان ایشان به نام « کمیک استریپهای شهاب »
صفحات :