وقتی که آدم نیستیم ...   
- چی شد آقا؟ پیدا نشد؟
مرد همینطور که با رمز چمدان ور می رفت گفت:
- چند لحظه لطفا. رمزش رو فراموش کردم.
- لابد بلیط ها هم تو چمدونه؟
مرد سری تکان داد و گفت:
- آره بدبختی.

ادامه مطلب

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در جمعه 1391/11/27 و ساعت 10:17 | نظر شما ()

گفتم بنویس ... داستان , قرآن ,   
خطاط بود و حافظ قرآن. قاشقی عدس پلو خورد. سری تکان داد. لا اله الا اللّهی گفت. به آشپزخانه رفت. سر همسرش داد کشید که چرا غذایت قدری شور شده است. بعد از غذا به کارگاه خطاطی اش رفتیم. گفت آیه ای بگو تا بنویسم. گفتم بنویس: وَ لا یَزیدُ الظَّالِمینَ إِلاَّ خَساراً1 که هم کاتب آنی و هم حافظ آنی و هم مصداقش.

1- وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنینَ وَ لا یَزیدُ الظَّالِمینَ إِلاَّ خَساراً (الإسراء : 82)
و ما آنچه براى مؤمنان درمان و رحمت است را از قرآن نازل مى‏كنیم، و‏] ستمگران را جز زیان نمى‏افزاید.

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در سه شنبه 1391/11/17 و ساعت 08:05 | نظر شما ()

به هیکل نیست ... داستان , قرآن ,   

7-8 نفری در صف بودند. شاتر آخرین چانه های نان سنگک را درون تنور می چسباند. دخل دار، آن ها که تازه می ایستادند را رد می کرد. می گفت نان نمی رسد. آن ها هم می رفتند پی کارشان. شاید سراغ نانوایی بازاچه. 
پسرکی 5-6 ساله، زنبیل به دست وارد نانوایی شد. دخل دار او را ندید. از بین مردم رد شد و کناری ایستاد. اصلا نمی فهمید باید کجا بایستد. نمی دانست که دارند حرف از تمام شدن نان می زنند. فقط مادرش به او گفته بود باید برود نانوایی. پول بدهد. نان در زنبیل بگذارد. برگردد. 
اتفاقا نان به او هم رسید. نوبتش که شد، 3-4 تایی گرفت و رفت. نان سنگک ها خیلی کوتاه تر از قدش نبودند. 

گاهی رزق به هیکل نیست. «تا یار که را خواهد و میلش به که افتد». 
خدا روزى را براى هر كه بخواهد گشاده یا تنگ مى‏گرداند (رعد/26)

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در شنبه 1391/11/7 و ساعت 15:10 | نظر شما ()

نوشته های پیشین  
+ آیا یک امام جمعه نباید سوار پرادو شود؟
+ قرآن و حیوانات ترکیبی
+ پولدار راستگو بهتر است یا بی‌پول دروغگو
+ نقد رمان دعبل و زلفا ؛ بیرون آوردن انسان از پوسته‌ای تاریک و ظلمانی
+ الآن که نوجوان شده‌ام
+ ماجرای طلبه ای که بین سنت و مدرنیته پیوند ایجاد می کند
+ دریافت صفحات ابتدایی رمان « پرواز با پاراموتور را دوست دارم »
+ رمان کمیک استریپ های شهاب
+ رمان کمیک استریپ‌هاش شهاب منتشر شد
+ رمان پرواز با پاراموتور را دوست دارم منتشر شد
+ از علی آرمین در جشنواره سوهان روح تقدیر شد
+ برگزیده شدن علی آرمین در جشنواره اشراق در بخش خاطره بلند و تقدیر از رمان ایشان به نام « کمیک استریپهای شهاب »
+ سوال: مگر خدای مهربان ترس دارد، که می‌گویید از خدا بترسید؟
+ نمازخوانان صنعتگر
+ دنیای آدم و دنیای ابلیس
+ نقد رمان کنسرو غول
+ معنی قرآنی و روایی اسرائیل
+ در بین مقتولان فی سبیل الله چه کسی از همه بالاتر است؟
+ چه کسی بیشترین مفاتح الغیب را دریافت می‌کند؟
+ برای به باز کردن در غیبها چه چیزی لازم است؟
+ آیا کسی هست که غیبی برایش وجود نداشته باشد؟
+ شهید یعنی چه؟
+ ارباب من حسین است مخالف قرآن است
+ وقتی مژی گم شد
+ تفاوت کشتی نوح و کشتی حسین علیهما السلام
+ تفاوت نوح و حسین
+ وقتی تا سه می‌شمرم، انگشت‌هایم درد می‌گیرد.
+ آغوش خالی مادر؛ زبان حال مادر علی اصغر علیه السلام
+ کتاب حیات و قیام
+ داستان تولّد
صفحات :