آغوش خالی مادر؛ زبان حال مادر علی اصغر علیه السلام ... محرّم ,   
شب ماه است و من در خیمه‌ای کوچک، تنها نشسته‌ام و می‌گریم. جای دنجی است برای شکستن بغض؛ چیزی که این چند روزه چشمانم را کم سو کرده است. گاهی صدای سوسویِ ناله‌ی زنی یا گریه‌ی کودکی بلند می‌شود و سکوت نحس شب را می‌شکند. اما هق هق من آرام است؛ خیلی آرام. از بچگی عادت به بلند گریستن نداشته‌ام. شانه‌هایم می‌لرزد و اشکم می‌غلتد و آرام سرازیر می‌شود. این اواخر اشک هم با من قهر کرده است. می‌گریم ولی اشک از چشمم نمی‌آید. روزهاست که خود را در آیینه ندیده‌ام ولی گمانم خیلی تغییر کرده‌ام. آخر در راه که ما را می‌آوردند، کنیزی مرا به دوستش نشان داد و گفت «به گمانت این کنیز را چند می‌خرند؟» و دوستش پوزخندی زد و پاسخش داد: «با این صورت تکیده و سیاه و چهره‌ی افسرده‌اش مفت هم نمی‌ارزد.» آغوشم هیچگاه به نبودنش عادت نداشت. زخم دوری‌اش چنان کاری بود که چند روزه فرتوتم کرده است و دارد پیرم می‌کند اما خاک بر سرم که دیروز قدری آب خوردم. نمی‌خواستم بخورم. به خدا نمی‌خواستم. به بانویم زینب هم گفتم. گفتم « بعد از لبان تشنه‌ی حسین و علی اصغرم، من غلط می‌کنم آب بنوشم. من که ماندنی نیستم تو را به خدا بگذارید لب تشنه بمیرم و خلاص شوم.» ولی بانو اصرار کرد و مرا ترساند که این کارت مانند خودکشی است و خدا و امام حسین هم راضی به تشنگی تو نیستند. اینقدر قربان صدقه‌ام رفت و بوسیدم و نوازش و نصیحتم کرد تا بالاخره قدری آب نوشیدم. اکنون که چند ساعتی از آب نوشیدنم گذشته، آب، شیر خشکیده‌ام را از نو روان ساخته و از درون آتشی شده و داغم را تازه کرده است. روز عاشورا شیرخوارم بود و شیر نداشتم و اکنون شیر دارم و شیرخوار ندارم. 

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در دوشنبه 1395/07/19 و ساعت 21:39 | نظر شما ()

نوشته های پیشین  
+ نافله‌خوان را هم باید از چین وارد کنیم
+ عید مثل معاد است
+ مصاحبه همشهری قم با علی آرمین
+ گفتگوی خدا و قرآن
+ «به نام یونس»؛ سیر تکامل انسان در یک قصه قرآنی
+ میزبانی از خدا در ماه رمضان
+ آشنایی با رمان تازه‌منتشرشدۀ «به نام یونس»
+ یک حرف حساب
+ آشنایی با رمان «به نام یونس»
+ ماه رمضان امسال را با رمان به نام یونس تجربه کنید
+ مقایسه‌ای بین شهاب رمان کمیک استریپهای شهاب و یونس رمان برکت
+ رمان به نام یونس جزو پرفروش‌ترین‌های سی و یکیمن نمایشگاه بین المللی کتاب شد
+ نقد کمیک استریپهای شهاب
+ رونمایی از رمان به نام یونس در نمایشگاه کتاب تهران
+ رونمایی از رمان به نام یونس در نمایشگاه کتاب پاریس
+ گفتگو با روحانی رمان‌نویس
+ نگاهی به رمان «به نام یونس»
+ چرا نباید درخواست تعجیل فرج کرد؟
+ آیا یک امام جمعه نباید سوار پرادو شود؟
+ قرآن و حیوانات ترکیبی
+ پولدار راستگو بهتر است یا بی‌پول دروغگو
+ نقد رمان دعبل و زلفا ؛ بیرون آوردن انسان از پوسته‌ای تاریک و ظلمانی
+ الآن که نوجوان شده‌ام
+ ماجرای طلبه ای که بین سنت و مدرنیته پیوند ایجاد می کند
+ دریافت صفحات ابتدایی رمان « پرواز با پاراموتور را دوست دارم »
+ رمان کمیک استریپ های شهاب
+ رمان کمیک استریپ‌هاش شهاب منتشر شد
+ رمان پرواز با پاراموتور را دوست دارم منتشر شد
+ از علی آرمین در جشنواره سوهان روح تقدیر شد
+ برگزیده شدن علی آرمین در جشنواره اشراق در بخش خاطره بلند و تقدیر از رمان ایشان به نام « کمیک استریپهای شهاب »
صفحات :