یادداشتی بر رمان قدیس ...   
داستان در مورد کشیشی است که به کتب خطی علاقه دارد. جوانی برای او کتابی مربوط به 1400 سال پیش می‌آورد. کتاب، دست نوشته‌های عمرو بن عاص است که در سال 36 هجری نوشته شده است. با جزئیات زیاد جریان هم‌دستی‌اش با معاویه و مقابله‌شان با امیر المومنین را روایت می‌کند.
مدرسه که می‌رفتم زنگ ورزش خیلی برایم اهمیت داشت. اگر هوا بارانی بود نگران می‌شدم و از ته دل دعا می‌کردم که آفتابی شود. یکی از دلخوشی‌های زندگی‌ام همان ساعت بود. گاهی اواخر سال بدترین اتفاق ممکن می‌افتاد؛ به جای معلم ورزش، معلم ریاضی می‌آمد سر کلاس و می‌گفت که ریاضی عقب هستید و باید به جای ورزش ریاضی بخوانید.
برخی از رمان‌های مذهبی هم از این قاعده مستثنی نیستند. آنها بدون توجه به اینکه شور و اشتیاق کسی که کتاب را دست گرفته برای داستان است و بس، زنگ ورزش او را با ریاضی پر می‌کنند و خیال می‌کنند موفق شده‌اند با یک تیر دو نشان را بزنند. آن‌ها در اوایل داستان یا اواسط آن، نشان را از دست داده‌اند و خود بی‌خبرند.
داستان قدیس نیز به نظر بنده از این قبیل است. ابتدا داستان نسبتا جذّابی شکل می‌گیرد و تعلیق‌های قابل قبولی می‌شود؛ ولی از فصل سوم(صفحه 39) زنگ ریاضی شروع می‌شود؛ ممتدّ و از داستان گسیخته؛ نقل‌هایی تاریخی که حتی زبانش هم با زبان داستان تفاوت دارد. دیالوگ‌های نیم‌صفحه‌ای سر باز می‌کند و تازه آدم می‌فهمد داستانِ ابتدای کتاب در واقع دانه‌ای بوده تا او را به دام بیندازند.
بین داستان کشیش و داستان تاریخی شکافی عمیق است که به راحتی قابل اغماض نیست.
اصل اینکه داستان تلاش کرده تا موضوعی مذهبی را تبدیل به رمان کند قابل تحسین است. داستان شروعی خوب دارد و توصیفات زیبا و اطلاعات و جزئی نگری نویسنده نشان می‌دهد که با فضا آشناست؛ تا جایی که حتی نوع چای و عسلی که می‌خورند را هم بیان می‌کند.
یکی از معایب کار وقتی است که نویسنده باید برای کشیش ایجاد انگیزه کند؛ انگیزه‌ای که باعث شود با ولع نسخه‌های خطی را بخواند. با کمال تعجب و تاسف نویسنده ساده‌ترین و بی‌دردسرترین و در عین حال ضعیف‌ترین راه را انتخاب می‌کند. او در بیداری- و نه در خواب- حضرت عیسی را ظاهر میکند تا به کشیش تلویحا بگوید که نسخه‌های خطی را بخواند و از آن‌ها مطالبی را بیاموزد. 
فضای سالخورده و چروکیده‌ی داستان از دیگر مشکلات آن است. کشیش سالخورده است. زنش حدود 61 سال دارد. پروفسوری که متخصص کتب خطی است، 79 سال دارد. این فضا، فضایی سرد است که متاسفانه با نقل‌های عریض و طویل نه تنها تعدیل نشده بلکه بر سردی آن افزوده شده است.
این‌ها دست به دست هم می‌دهند تا حتی یک طلبه، هفتاد صفحه را بخواند و بقیه را کنار بگذارد؛ هر چند ممکن است این طلبه در مکاشفه‌ای قدیسی را مشاهده کند و انگیزه‌ی خواندن بقیه کتاب را به دست آورد.

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در شنبه 1395/04/5 و ساعت 21:17 | نظر شما ()

نوشته های پیشین  
+ از علی آرمین در جشنواره سوهان روح تقدیر شد
+ برگزیده شدن علی آرمین در جشنواره اشراق در بخش خاطره بلند و تقدیر از رمان ایشان به نام « کمیک استریپهای شهاب »
+ سوال: مگر خدای مهربان ترس دارد، که می‌گویید از خدا بترسید؟
+ نمازخوانان صنعتگر
+ دنیای آدم و دنیای ابلیس
+ نقد رمان کنسرو غول
+ معنی قرآنی و روایی اسرائیل
+ در بین مقتولان فی سبیل الله چه کسی از همه بالاتر است؟
+ چه کسی بیشترین مفاتح الغیب را دریافت می‌کند؟
+ برای به باز کردن در غیبها چه چیزی لازم است؟
+ آیا کسی هست که غیبی برایش وجود نداشته باشد؟
+ شهید یعنی چه؟
+ ارباب من حسین است مخالف قرآن است
+ وقتی مژی گم شد
+ تفاوت کشتی نوح و کشتی حسین علیهما السلام
+ تفاوت نوح و حسین
+ وقتی تا سه می‌شمرم، انگشت‌هایم درد می‌گیرد.
+ آغوش خالی مادر؛ زبان حال مادر علی اصغر علیه السلام
+ کتاب حیات و قیام
+ داستان تولّد
+ حرمِ شهید وطن است
+ علت نامگذاری
+ آیا عذاب هم بشارت دارد؟
+ آیا خداوند از ما انتقام می‌گیرد؟
+ لطیفه ای قرآنی در مورد زنان پیامبر ص
+ آیات را هم بی دلیل نپذیر
+ چرا باید فرزندان پدر و مادر را به خانه سالمندان نبرند؟
+ آمد و شد
+ اطلاعیه
+ چرا ابراهیم ع مامور به ذبح اسماعیل ع شد؟
صفحات :