آمین می‌آورم ...   
برای من باعث افتخار است که بگویم این رمان را یکی از دوستان عزیز بنده، به نام آقای امیر خداوردی نوشته‌اند. ایشان استادیار دانشگاه المصطفی نیز هستند و رمان دیگری در دست چاپ دارند. امیدوارم که از خواندن آن لذّت ببرید.

خلاصه‌ای از داستان کتاب:
به گزارش خبرگزاری شبستان ، به نقل از نشر هیلا ، قهرمان داستان این كتاب قصد دارد ماجراهایی را برای مخاطبان خود كه احتمالاً همه اهل فضای مجازی هستند و مدام پای اینترنت نشسته‌اند بازگو كند.با قهرمان داستان در یك درمانگاه اعصاب و روان آشنا می‌شویم و در نهایت می‌بینیم بیماری او كه ظاهراً افسردگی ساده‌ای است شدت گرفته و داروهای دكترها دیگر افاقه نمی‌كند. او دیگر درمان عادی را رها كرده و به سیگار پناه برده است. قهرمان داستان حالا همه ماجرا را دارد تعریف می‌كند و در این بین خرده داستان‌هایی را هم درباره تبار و قبیله او می‌شنویم.

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در دوشنبه 1394/08/18 و ساعت 08:04 | نظر شما ()

یک‌ماهه رمان بنویسید و جایزه ببرید! ...   

1422969740734_22.jpg«کازوئو ایشی‌گورو» در یادداشتی که چندی پیش منتشر کرد، شرح داده که چگونه در عرض چهار هفته کتاب برنده بوکر «بازمانده روز» را به نگارش درآورده است.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، کازوئو ایشی‌گورو نویسنده انگلیسی ژاپنی‌تبار است که با رمان «بازمانده روز» و اقتباس سینمایی آن به شهرت رسید. او که اکنون 61 سال سن دارد، تنها در عرض چهار هفته این کتاب را نوشته است. او در این یادداشت در روزنامه «گاردین» توضیح می‌دهد چگونه ترانه‌ای از «تام ویتس» الهام‌بخش او برای خلق این اثر شده است.


ادامه مطلب

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در پنجشنبه 1394/07/2 و ساعت 09:58 | نظر شما ()

رسول پرویزی ...   
در سال ۱۲۹۸ خورشیدی در تنگستان استان بوشهر به دنیا آمد. پرویزی سال‌ها در مجلات قلم زد و خود را به عنوان یکی از نمایندگان اصلی تیپ داستانی جمالزاده معرفی کرده بود؛ با این حال پرویزی نتوانست همراه و همگام با چهره‌های تاثیرگذارتر مانند صادق هدایت، بزرگ علوی، و صادق چوبکحرکت کند. در سال ۱۳۳۶ نخستین و معروف‌ترین مجموعه داستان خود، «شلوارهای وصله‌دار»، را منتشر کرد. دومین کتاب او، «لولی سرمست»، در سال ۱۳۴۶ منتشر شد. بعدها به علت تصدی مناصب حکومتی (سناتور) نوشتن را ادامه نداد. رسول پرویزی در آبان ۱۳۵۶ در ۵۸ سالگی در شیرازدرگذشت و در حافظیه به خاک سپرده شد. اخیراً کتابی از او به نام «قصه‌های رسول» منتشر شده‌است.

بیوگرافی پرویزی را به خاطر این گذاشتم در وبلاگم که همشهریان ما بدانند که خطه تنگستان هم نویسندگان معروفی داشته است و نیز همه بدانند که منصب‌های دولتی می‌تواند رهزن نوشتن باشد.

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در یکشنبه 1394/06/1 و ساعت 17:26 | نظر شما ()

نخستین جشنواره سراسری خاطره نگاری اشراق ...   

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در پنجشنبه 1394/05/15 و ساعت 15:17 | نظر شما ()

فراخوان پنجمین دوسالانه‌ی داستان کوتاه نارنج ...   

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در یکشنبه 1394/05/4 و ساعت 16:13 | نظر شما ()

فراخوان جایزه داستان تهران ...   

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در یکشنبه 1394/05/4 و ساعت 16:08 | نظر شما ()

نکاتی راجع به داستان ...   
کارگاه داستانی در شهر خودمان، اهرم تنگستان راه اندازی کردیم. نکاتی که در این جلسه برای دوستان مطرح کردم را در فایلی پی دی اف در وبلاگم قرار می‌دهم. امیدوارم که برای خوانندگان مفید باشد.


|+| نوشته شده توسط علی آرمین در سه شنبه 1394/04/23 و ساعت 13:40 | نظر شما ()

سنگ دل شده‌ام آقا! ...   

چشم خدا؛ می‌بینی مرا؛ هر کجا باشم؛ هفته ای دوبار نامه‌ی کردارم را نمره می‌دهی.

زمین و آسمان بی‌تو بیمارند و من عین خیالم نیست.

آسمان در نبودت ممنوع است و زمین سلولی تنگ.

عالمی نیست بی تو؛ همه شاگردیم و دلم اصلا از بی‌عالمی نمی گیرد!

شما و قرآن تا قیامت از هم جدا نمی‌شوید. قرآن هم با غیبتت غایب است. وه چه دل سنگم! دلم برای قرآن هم تنگ نمی‌شود.

انگار نه انگار که فرمودید تفسیر قرآن را خدا به شما داده است. دلم برای مفسّر قرآن هم تنگ نمی‌شود.

قرن‌هاست آب گوارایم را از دست داده‌ام. هر چه آب شور می‌نوشم، تشنه‌تر می‌شوم و باز می‌نوشم و باز...

دلمان به برو-بیایمان و درصد پیشرفتمان خوش است و دلتنگ دولت شما نیستم.

آری؛ مراعاتت نکردم و مراعاتم می‌کنی؛ فراموشت کردم و فراموشم نمی‌کنی.

سنگ دل شده‌ام آقا؛

دلم برای آسمان، برای زمین، برای عالم، برای مفسّر، برای قرآن و برای آب گوارا، تنگ نمی‌شود؛

ای وارث موسی! عصایت را بر دل سنگینم بزن تا چشمه‌ی زلال دلتنگی از گوشه‌ی چشمانم جاری شود.

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در سه شنبه 1394/03/12 و ساعت 22:47 | نظر شما ()

چقدر تو شیرینی الهام ...   
از وقتی آمده بودم حوزه، دوست داشتم برای یک بار هم که شده خدا با من در خواب یا بیداری حرف بزند. احساس می‌کردم اگر به من الهامی شود، ایمانم خیلی زیاد می‌شود و شد.

ادامه مطلب

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در چهارشنبه 1394/02/30 و ساعت 06:48 | نظر شما ()

فراخوان یازدهمین جشنواره ملِّی داستان رضوی(کبوتر حرم) ... مسابقات و جشنواره‌های داستانی ,   

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در سه شنبه 1394/02/8 و ساعت 20:57 | نظر شما ()

جایزه فرشته ... مسابقات و جشنواره‌های داستانی ,   

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در دوشنبه 1394/02/7 و ساعت 20:43 | نظر شما ()

نوشته های پیشین  
+ قرآن و حیوانات ترکیبی
+ پولدار راستگو بهتر است یا بی‌پول دروغگو
+ نقد رمان دعبل و زلفا ؛ بیرون آوردن انسان از پوسته‌ای تاریک و ظلمانی
+ الآن که نوجوان شده‌ام
+ ماجرای طلبه ای که بین سنت و مدرنیته پیوند ایجاد می کند
+ دریافت صفحات ابتدایی رمان « پرواز با پاراموتور را دوست دارم »
+ رمان کمیک استریپ های شهاب
+ رمان کمیک استریپ‌هاش شهاب منتشر شد
+ رمان پرواز با پاراموتور را دوست دارم منتشر شد
+ از علی آرمین در جشنواره سوهان روح تقدیر شد
+ برگزیده شدن علی آرمین در جشنواره اشراق در بخش خاطره بلند و تقدیر از رمان ایشان به نام « کمیک استریپهای شهاب »
+ سوال: مگر خدای مهربان ترس دارد، که می‌گویید از خدا بترسید؟
+ نمازخوانان صنعتگر
+ دنیای آدم و دنیای ابلیس
+ نقد رمان کنسرو غول
+ معنی قرآنی و روایی اسرائیل
+ در بین مقتولان فی سبیل الله چه کسی از همه بالاتر است؟
+ چه کسی بیشترین مفاتح الغیب را دریافت می‌کند؟
+ برای به باز کردن در غیبها چه چیزی لازم است؟
+ آیا کسی هست که غیبی برایش وجود نداشته باشد؟
+ شهید یعنی چه؟
+ ارباب من حسین است مخالف قرآن است
+ وقتی مژی گم شد
+ تفاوت کشتی نوح و کشتی حسین علیهما السلام
+ تفاوت نوح و حسین
+ وقتی تا سه می‌شمرم، انگشت‌هایم درد می‌گیرد.
+ آغوش خالی مادر؛ زبان حال مادر علی اصغر علیه السلام
+ کتاب حیات و قیام
+ داستان تولّد
+ حرمِ شهید وطن است