جشنواره داستان خاتم ...   

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در چهارشنبه 1394/11/14 و ساعت 09:22 | نظر شما ()

نقد رمان « هر صبح می‌میریم » اثر سید احمد بطحایی ...   
این داستان در واقع سه ماجرا را پی می‌گیرد: ماجرای مریم و احمد که نهایتا به مرگ مریم و زندانی شدن احمد منجر شده است. داستان اسماعیل و ابراهیم که به جانشینی اسماعیل برای ابراهیم می‌رسد. داستان احمد و زندانیان که به چگونگی تعامل آن‌ها و فراخواندن ایشان برای اجرای حکم را نشان می‌دهد.

نقاط قوت

1-     موقعیّتی که شخصیت در آن قرار دارد.

موقعیتی که نویسنده برای شخصیت داستان انتخاب کرده، هر چند بدیع نیست ولی واقعا موقعیت خوبی است. در جامعه‌ی امروز چرخ زندگی انسان‌ها روی دور تند می‌چرخد. انسان‌ها هیچ وقتی برای فکر کردن درباره‌ی خود و کارهای‌شان ندارند. صبح بیدار می‌شوند و با عجله سر کار می‌روند و تا شب درگیرند. شب در حال دیدن فیلم و یا ور رفتن با گوشی خواب می‌روند و دوباره صبح با عجله بیدار می‌شوند تا کار دیروز و هر روزشان را تکرار کنند.

زندان جای خوبی است برای بریدن از تمام دل مشغولی‌ها و فکر کردن درباره‌ی خود و اعمالی که انجام داده‌ایم.


ادامه مطلب

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در سه شنبه 1394/11/13 و ساعت 08:30 | نظر شما ()

نکته‌ای راجع به تایپ داستان ...   
تایپ برای نوشتن خیلی خوب است ولی حتما از روی پرینت بازنگری و ویراستاری کنید.  به قول آقای دیزگاه بعضی چیزها در مطالعه روی مانیتور از زیر دست آدم در می‌رود.

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در سه شنبه 1394/11/6 و ساعت 11:17 | نظر شما ()

معرفی یک پرونده ...   

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در دوشنبه 1394/10/21 و ساعت 22:55 | نظر شما ()

راز ماندگاری یک رمان ...   
اندیشه‌ی فلسفی، راز ماندگاری یک رمان است. 
                                                                    استاد حمیدرضا شاه آبادی

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در یکشنبه 1394/10/20 و ساعت 08:14 | نظر شما ()

فراخوان داستان کوتاه خاتم ...   
بنیاد ارشاد و رفاه امام صادق علیه‌السلام با همکاری مؤسسه شهر کتاب و مجمع ناشرانقلاب اسلامی در نظر دارد نخستین دوره جشنواره خاتم در بخش داستان کوتاه را با محوریت سیره پیامبر رحمت حضرت محمدمصطفی صلی‌الله علیه واله وسلم برگزار نماید.

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در سه شنبه 1394/10/15 و ساعت 21:36 | نظر شما ()

مهدی حمیدی پارسا برگزیده نخست جایزه داستان تهران شد ...   

باعث افتخار ماست که آقای مهدی حمیدی پارسا چنین رتبه‌ای را کسب نمودند. به ایشان تبریک عرض می‌کنم و امیدوارم افتخارات بزرگتر ملی و فرا ملی ایشان را ببنیم. 
ایشان از نظر تحصیلات دانشگاهی دانشجوی دکترای حکمت هنر در دانشگاه ادیان و مذاهب هستند و از نظر تحصیلات حوزوی مشتغل به تحصیل در درس خارج‌اند.

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در سه شنبه 1394/10/8 و ساعت 10:03 | نظر شما ()

سبیل خانم‌ها را در داستان نیاورید ...   
بدترین حالت این است که شما عین واقعیت را بنویسید. به عنوان مثال در دوره‌ی قاجار سبیل برای زنان و شکم بزرگ برای مردان یک فضیلت محسوب می‌شده ولی الان کارگردانان ما فیلم دوره‌ی قاجاری می‌سازند ولی هیچ‌وقت چنین مسائلی را در آن نمی‌آورند؛ چون واقعا زننده است. لذا بهترین راه دیدن واقعیت و نوشتن بر اساس آن است نه عین آن.
(اقتباس از سخنان استاد حمیدرضا شاه آبادی)

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در یکشنبه 1394/09/29 و ساعت 08:09 | نظر شما ()

مخاطب دوست دارد شخصیت داستان خواسته‌های بزرگی داشته باشد ...   
بنده چند روز پیش، برای مشاوره در مورد طرح رمانم خدمت استاد سالاری رسیدم. ایشان به نکته‌ای اشاره کردند که فکر می‌کنم یکی از نکات کلیدی داستان نویسی است.
آن نکته این‌که هر چه شخصیتها خواسته های مترقّی‌تری داشته باشند، داستان غنای بیشتری پیدا می‌کند. هر چه شخصیت قوی‌تر و متعالی‌تر باشد و خواسته های بالاتری را دنبال کند، خواننده از داستان لذت بیشتری می‌برد و هر چه ضعیف‌تر و معمولی‌تر باشد خواننده زودتر خسته می‌شود. البته این منافاتی با افتادن و شکست شخصیت در بعضی مراحل داستان ندارد؛ مهم این است که دوباره روی پایش بایستد و مبارزه کند.

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در جمعه 1394/09/27 و ساعت 13:54 | نظر شما ()

چرخ دنده‌های داستان ...   

صحنه‌ها و اتفاقات داستان مثل چرخ دنده های یک ساعت است که هر کدام میچرخد، با دیگری ارتباط دارد، همه با هم مرتبط اند و در نهایت باعث می شوند عقربه های ساعت به حرکت درآیند و مفهومی واحد رسانده شود. پس هر صحنه از داستان باید خودش در حرکت باشد با قسمت‌های دیگر مرتبط باشد و در راستای پیرنگ کلی داستان پیش برود.

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در یکشنبه 1394/09/22 و ساعت 21:56 | نظر شما ()

نکته‌ای راجع به نوشتن رمان ...   
استاد شاه آبادی به ما گفتند که قبل از نوشتن رمان، ابتدا صحنه‌ی اصلی‌اش را بنویسید.
فکر میکنم اینطوری می‌توان با تمرکز بیشتری همه‌ی رمان را به آن ارجاع داد و نویسنده کمتر سر در گم می‌شود.
البته این غیر از طرح اولیه است که باید باشد.

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در چهارشنبه 1394/09/18 و ساعت 11:13 | نظر شما ()

نوشته های پیشین  
+ آیا یک امام جمعه نباید سوار پرادو شود؟
+ قرآن و حیوانات ترکیبی
+ پولدار راستگو بهتر است یا بی‌پول دروغگو
+ نقد رمان دعبل و زلفا ؛ بیرون آوردن انسان از پوسته‌ای تاریک و ظلمانی
+ الآن که نوجوان شده‌ام
+ ماجرای طلبه ای که بین سنت و مدرنیته پیوند ایجاد می کند
+ دریافت صفحات ابتدایی رمان « پرواز با پاراموتور را دوست دارم »
+ رمان کمیک استریپ های شهاب
+ رمان کمیک استریپ‌هاش شهاب منتشر شد
+ رمان پرواز با پاراموتور را دوست دارم منتشر شد
+ از علی آرمین در جشنواره سوهان روح تقدیر شد
+ برگزیده شدن علی آرمین در جشنواره اشراق در بخش خاطره بلند و تقدیر از رمان ایشان به نام « کمیک استریپهای شهاب »
+ سوال: مگر خدای مهربان ترس دارد، که می‌گویید از خدا بترسید؟
+ نمازخوانان صنعتگر
+ دنیای آدم و دنیای ابلیس
+ نقد رمان کنسرو غول
+ معنی قرآنی و روایی اسرائیل
+ در بین مقتولان فی سبیل الله چه کسی از همه بالاتر است؟
+ چه کسی بیشترین مفاتح الغیب را دریافت می‌کند؟
+ برای به باز کردن در غیبها چه چیزی لازم است؟
+ آیا کسی هست که غیبی برایش وجود نداشته باشد؟
+ شهید یعنی چه؟
+ ارباب من حسین است مخالف قرآن است
+ وقتی مژی گم شد
+ تفاوت کشتی نوح و کشتی حسین علیهما السلام
+ تفاوت نوح و حسین
+ وقتی تا سه می‌شمرم، انگشت‌هایم درد می‌گیرد.
+ آغوش خالی مادر؛ زبان حال مادر علی اصغر علیه السلام
+ کتاب حیات و قیام
+ داستان تولّد