آمد و شد ...   
مسیر راه مادی است و مصیر راه معنوی. در واقع مصیر، صیرورت و شدن است. 
مهم است که چه میشویم و با چه صورت و صیرورتی به سوی خدا میرویم. الی الله المصیر

یکی از اساتید می‌گفت به من گفتند می‌خواهی تمام کتب انبیا را در دو کلمه برایت خلاصه کنیم: آمد و شد

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در دوشنبه 1395/07/5 و ساعت 09:01 | نظر شما ()

اطلاعیه ...   
از این به بعد با اجازه دوستان بحثها و نکات قرآنی و روایی نیز در این وبلاگ در کنار پستهای داستانی گذاشته می‌شود.

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در دوشنبه 1395/07/5 و ساعت 09:00 | نظر شما ()

چرا ابراهیم ع مامور به ذبح اسماعیل ع شد؟ ...   

با عرض تبریک عید سعید قربان به همه دوستان گرانقدر. فردا یادآور داستان قرآنیِ حضرت ابراهیم ع است. مساله ای که در این داستان وجود دارد این است که ایشان فرزندش اسماعیل را می‌برد تا ذبح کنند ولی چرا؟ چرا باید این کار در ظاهر وحشتناک و بی‌رحمانه را انجام دهد؟ چرا باید سر فرزندش و پاکترین انسان را ببرد؟ چرا خدا او را این چنین امتحان می‌کند؟

یکی از اساتید حوزه پاسخی داد که من در جایی ندیده و نشنیده بودم و جنبه علت و معلولی این آزمایش را یرایم روشن کرد. ایشان اینطور پاسخ دادند که:

برای سپردن یک منصب، باید فرد تعیین شده، توانایی لازم برای آن جایگاه را داشته باشد. برای تشخیص میزان توانایی، باید آزمونی مناسب با آن منصب گرفته شود.

خدای تعالی می‌خواست منصب امامت را به ابراهیم ع بدهد. امامت کاری اجرایی است یعنی اجرای احکام الهی. پس شخص مورد نظر در اجرای احکام الهی باید تمام ملاحظات و علقه‌ها را کنار بگذارد و مجری بی چون و چرا و در واقع عبد محض خدا باشد.

دوستی و محبت اسماعیل بالاترین علقه‌ی بود که می‌شد با آن ابراهیم را محک زد. خدای حکیم صحنه‌ای را برای ابراهیم در نظر می‌گیرد. گویا عزیزترین کسش کاری انجام داده است که موجب شده حکم قتلش از جانب خدا صادر شود. این آزمونگاه سخت، میزانی است که لیاقت ابراهیم برای امامت را می‌سنجد و ابراهیم از آن سربلند بیرون می‌آید.

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در یکشنبه 1395/06/21 و ساعت 21:40 | نظر شما ()

فراخوان جشنواره داستان کوتاه عاشورا ...   
همزمان با سی‌یکمین دوره برگزاری شب شعر عاشورا؛ مسابقه داستان عاشورایی با عنوان «جشنواره داستان کوتاه عاشورا» به این رویداد ادبی افزوده شد.

به گزارش خبرنگار مهر، سی سال پس از برگزاری شب شعر عاشورا و استقبال قابل توجه از این حرکت فرهنگی، ستاد برگزارکننده این حرکت فرهنگی در سی‌یکمین دوره از برگزاری این رویداد، موضوع داستان را نیز به این رویداد ادبی افزود.

بر همین اساس ستاد برگزاری این رویداد از نویسندگان در سراسر کشور خواست تا داستان‌های کوتاه منتشر نشده خود را که با موضوع کربلا نوشته شده است، حداکثر تا ۲۳ مهر ماه (۱۲ محرم) به نشانی اینترنتی poemashoora@gmail.com ارسال کنند.

داستان‌های ارسالی باید همگی با موضوع کربلا تالیف شده باشد. بنابر اعلام برگزارکنندگان این رویداد ادبی، موضوع کربلا به عنوان یک مفهوم کلی و با استعانت از روایت «کل ارض کربلا، کل یوم عاشورا» برای این رویداد انتخاب شده است.

همچنین داستان‌های ارسالی در دو بخش بزرگسال و نوجوان مورد بررسی و داوری قرار می‌گیرد.

در نخستین دوره از برگزاری این رویداد، قاسمعلی فراست، حسین فتاحی و مجید قیصری به قضاوت این آثار خواهند پرداخت.

جوایز نفرات برگزیده این جشنواره نیز برای نفرات اول تا سوم به ترتیب پنج، سه و دو سکه بهار آزادی خواهد بود و پنج داستان قابل قبول بعدی در جشنواره نیز یک سکه بهار آزادی دریافت خواهند کرد.

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در چهارشنبه 1395/05/13 و ساعت 05:39 | نظر شما ()

گزیده‌ای از صحبتهای رضا امیرخانی با موضوع زندگی داستان نویس- دوره آل جلال- آبان94 ...   
 وای فای و شبکه تلفن همراه بزرگترین دشمنان نویسندگی اند.

خاموش کردن موبایل در سر کار باعث شد تا من نویسنده شوم.

بین دو فصل رمان دوره مرخصی ام بود. سعی می کردم تفریحی پرهیجان داشته باشم چون زندگی نویسنده خیلی خاموش و یکنواخت است.

دلیل موفقیت من در فروش کتابهایم این بود که با مرکز پخش(پخّاش) آشنا شدم.

الان بهترین پخش‌ها: گزیده، گسترش، ققنوس است و سوره مهر در بعضی کتابها موفق عمل کرده است.

دعوتهای مردمی را که با اشخاص در ارتباطم و منجر به خریده شدن کتابهایم میشود، قبول میکنم ولی دعوتهای ارشادی را نه. ارشاد پاکت به من میدهد ولی باعث نمیشود مردم با کتابم آشنا شوند.

کسی که کتاب اولش را میخواهد چاپ کند اگر ناشری او را خوب تحویل گرفت غیرطبیعی است.

ناشر از شما میخواهد که کتاب را با مشارکتش چاپ کنید و از شما پنجاه درصد پول کتاب را میگیرد. این در حالی است که هزینه چاپ کتاب فقط چهل درصد روی جلد است. در واقع تا اینجا ناشر ده درصد سود کرده است و هیچ تلاشی برای فروش کتابهای شما نمیکند. بعد از مدتی هم به شما اطلاع میدهد که کتابهایت در انبار مانده است. یا از من بخرشان و یا هزینه انبارداری را به من پرداخت کن.

تا میتوانید قرارداد درصدی ببندید و حق چاپ را به طور کامل نفروشید. شاید اولین کتابتان پرفروش‌ترین کتاب باشد. آقای فردین حق کتاب میرزا کوچک خانش را به ناشر فروخت. بعد ناشر با آموزش و پرورش قرارداد بست و سود زیادی برد.

چاپ اول بین 5 تا 15 درصد قرارداد میبندند ولی سعی کنید به 10 درصد برسانیدش.

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در چهارشنبه 1395/05/13 و ساعت 05:35 | نظر شما ()

گزیده‌ای از صحبتهای حسین فتاحی با موضوع آسیب شناسی ضعف فرم- دوره آل جلال- آبان94 ...   
فرم در نوع نگاه است. در قدیم انسانها دوست داشتند دیده شوند و با هم ارتباط همسایگی و همکلامی داشتند و زندگی ها به سبک سریال «قصه‌ های جزیره» بود. الان انسانها دوست ندارند دیده شوند و تنها هستند و بدون ارتباط و همکلام شدن، در برج‌ها زندگی می‌کنند.

افراط در زاویه دید، نثر، طرح، تکنیک زدگی و نشناختن مخاطب از آسیبهای داستانهای فرم است.

بکار نگرفتن عناصر داستان در داستان فرم باید ضرورتا باشد نه ادا درآوردن و بخاطر فرم زدگی.

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در چهارشنبه 1395/05/13 و ساعت 05:34 | نظر شما ()

سیامک گلشیری- دوره آل جلال- آبان94: ...   
راز نوشتن دیالوگ خوب:
1- حذف گفتگوهای صرفا با مزه و سلام و تعارفات
2-حذف گفتگوهای بدون کارکرد عملی.
دیالوگ یا باید شخصیت پردازی کند و یا طرح را پیش ببرد.
3- شخصیتها باید در مجموع کم حرف باشند تا حراف. نویسنده باید بتواند شخصیت را به حرف بیاورد.
4- باید قبل از دیالوگ حالت درونی (نه فیزیکی) شخصیت را حذف کرد.  دیالوگ خوب آن است که با خودش حالت را هم میرساند.
اشتباه: حمید با خوشحالی گفت...
صحیح: حمید گفت...
5- مفید و مختصر باشد. اگر مدام اطلاعات بدهیم تبدیل میشود به گفتگویی سنگین و بی روح و آزار دهنده.
6- پرهیز از تکرار اطلاعات
7- گفتگوی بدون درگیری ملال آور است. طرفهای گفتگو نباید موافق باشند بلکه باید جدل پنهانی در دیالوگشان باشد.

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در چهارشنبه 1395/05/13 و ساعت 05:31 | نظر شما ()

کالبد داستان: مصاحبه با جان تروبی- قسمت اول ...   
[http://www.aparat.com/v/1xDEq]

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در پنجشنبه 1395/05/7 و ساعت 12:24 | نظر شما ()

تیزر کتاب رویای نیمه شب ...   
[http://www.aparat.com/v/2frdx]

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در پنجشنبه 1395/05/7 و ساعت 12:13 | نظر شما ()

تفنگ چخوف ...   
اگر در فصل اول به این اشاره کنید که تفنگی به دیوار آویخته شده است، این تفنگ باید در فصل دوم یا سوم مورد استفاده قرار بگیرد. اگر قرار نیست تیری از آن شلیک شود، نباید به دیوار آویخته شده باشد.
آنتون چخوف

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در پنجشنبه 1395/04/17 و ساعت 23:19 | نظر شما ()

یادداشتی بر رمان قدیس ...   
داستان در مورد کشیشی است که به کتب خطی علاقه دارد. جوانی برای او کتابی مربوط به 1400 سال پیش می‌آورد. کتاب، دست نوشته‌های عمرو بن عاص است که در سال 36 هجری نوشته شده است. با جزئیات زیاد جریان هم‌دستی‌اش با معاویه و مقابله‌شان با امیر المومنین را روایت می‌کند.
مدرسه که می‌رفتم زنگ ورزش خیلی برایم اهمیت داشت. اگر هوا بارانی بود نگران می‌شدم و از ته دل دعا می‌کردم که آفتابی شود. یکی از دلخوشی‌های زندگی‌ام همان ساعت بود. گاهی اواخر سال بدترین اتفاق ممکن می‌افتاد؛ به جای معلم ورزش، معلم ریاضی می‌آمد سر کلاس و می‌گفت که ریاضی عقب هستید و باید به جای ورزش ریاضی بخوانید.
برخی از رمان‌های مذهبی هم از این قاعده مستثنی نیستند. آنها بدون توجه به اینکه شور و اشتیاق کسی که کتاب را دست گرفته برای داستان است و بس، زنگ ورزش او را با ریاضی پر می‌کنند و خیال می‌کنند موفق شده‌اند با یک تیر دو نشان را بزنند. آن‌ها در اوایل داستان یا اواسط آن، نشان را از دست داده‌اند و خود بی‌خبرند.
داستان قدیس نیز به نظر بنده از این قبیل است. ابتدا داستان نسبتا جذّابی شکل می‌گیرد و تعلیق‌های قابل قبولی می‌شود؛ ولی از فصل سوم(صفحه 39) زنگ ریاضی شروع می‌شود؛ ممتدّ و از داستان گسیخته؛ نقل‌هایی تاریخی که حتی زبانش هم با زبان داستان تفاوت دارد. دیالوگ‌های نیم‌صفحه‌ای سر باز می‌کند و تازه آدم می‌فهمد داستانِ ابتدای کتاب در واقع دانه‌ای بوده تا او را به دام بیندازند.
بین داستان کشیش و داستان تاریخی شکافی عمیق است که به راحتی قابل اغماض نیست.
اصل اینکه داستان تلاش کرده تا موضوعی مذهبی را تبدیل به رمان کند قابل تحسین است. داستان شروعی خوب دارد و توصیفات زیبا و اطلاعات و جزئی نگری نویسنده نشان می‌دهد که با فضا آشناست؛ تا جایی که حتی نوع چای و عسلی که می‌خورند را هم بیان می‌کند.
یکی از معایب کار وقتی است که نویسنده باید برای کشیش ایجاد انگیزه کند؛ انگیزه‌ای که باعث شود با ولع نسخه‌های خطی را بخواند. با کمال تعجب و تاسف نویسنده ساده‌ترین و بی‌دردسرترین و در عین حال ضعیف‌ترین راه را انتخاب می‌کند. او در بیداری- و نه در خواب- حضرت عیسی را ظاهر میکند تا به کشیش تلویحا بگوید که نسخه‌های خطی را بخواند و از آن‌ها مطالبی را بیاموزد. 
فضای سالخورده و چروکیده‌ی داستان از دیگر مشکلات آن است. کشیش سالخورده است. زنش حدود 61 سال دارد. پروفسوری که متخصص کتب خطی است، 79 سال دارد. این فضا، فضایی سرد است که متاسفانه با نقل‌های عریض و طویل نه تنها تعدیل نشده بلکه بر سردی آن افزوده شده است.
این‌ها دست به دست هم می‌دهند تا حتی یک طلبه، هفتاد صفحه را بخواند و بقیه را کنار بگذارد؛ هر چند ممکن است این طلبه در مکاشفه‌ای قدیسی را مشاهده کند و انگیزه‌ی خواندن بقیه کتاب را به دست آورد.

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در شنبه 1395/04/5 و ساعت 22:17 | نظر شما ()

نوشته های پیشین  
+ نافله‌خوان را هم باید از چین وارد کنیم
+ عید مثل معاد است
+ مصاحبه همشهری قم با علی آرمین
+ گفتگوی خدا و قرآن
+ «به نام یونس»؛ سیر تکامل انسان در یک قصه قرآنی
+ میزبانی از خدا در ماه رمضان
+ آشنایی با رمان تازه‌منتشرشدۀ «به نام یونس»
+ یک حرف حساب
+ آشنایی با رمان «به نام یونس»
+ ماه رمضان امسال را با رمان به نام یونس تجربه کنید
+ مقایسه‌ای بین شهاب رمان کمیک استریپهای شهاب و یونس رمان برکت
+ رمان به نام یونس جزو پرفروش‌ترین‌های سی و یکیمن نمایشگاه بین المللی کتاب شد
+ نقد کمیک استریپهای شهاب
+ رونمایی از رمان به نام یونس در نمایشگاه کتاب تهران
+ رونمایی از رمان به نام یونس در نمایشگاه کتاب پاریس
+ گفتگو با روحانی رمان‌نویس
+ نگاهی به رمان «به نام یونس»
+ چرا نباید درخواست تعجیل فرج کرد؟
+ آیا یک امام جمعه نباید سوار پرادو شود؟
+ قرآن و حیوانات ترکیبی
+ پولدار راستگو بهتر است یا بی‌پول دروغگو
+ نقد رمان دعبل و زلفا ؛ بیرون آوردن انسان از پوسته‌ای تاریک و ظلمانی
+ الآن که نوجوان شده‌ام
+ ماجرای طلبه ای که بین سنت و مدرنیته پیوند ایجاد می کند
+ دریافت صفحات ابتدایی رمان « پرواز با پاراموتور را دوست دارم »
+ رمان کمیک استریپ های شهاب
+ رمان کمیک استریپ‌هاش شهاب منتشر شد
+ رمان پرواز با پاراموتور را دوست دارم منتشر شد
+ از علی آرمین در جشنواره سوهان روح تقدیر شد
+ برگزیده شدن علی آرمین در جشنواره اشراق در بخش خاطره بلند و تقدیر از رمان ایشان به نام « کمیک استریپهای شهاب »