نافله‌خوان را هم باید از چین وارد کنیم ...   
درد است وقتی وارد مسجد یک مدرسه‌ی علمیه‌ی معروف می‌شوی و دارند اذان ظهر را می‌گویند و می‌بینی دو نفر معمّم که بیشتر ریش‌هایشان سفید شده، نشسته‌اند و با هم راجع به استادی و مسائل آموزشی صحبت می‌کنند؛ حتی وقتی که امام جماعت نماز نافله‌ی ظهرش را می‌خواند کَکِشان هم نمی‌گزد؛ و حتی وقتی که طلبه‌های جوان و نوجوان نماز نافله می‌خوانند. 

انگار نافله را گذاشته‌اند برای کاسب‌ها و بقال‌ها و دانشجوها. انگار نه انگار که ما هر اربعین توی گوش مردم می‌خوانیم که یکی از نشانه‌های مومن زیارت اربعین است و یکی دیگرش خواندن پنجاه و یک رکعت نماز در شبانه روز. حالا اگر مثل منِ تنبل برای نماز شب توجیه می‌آورم که خواب مانده‌ام و از این حرف‌ها ولی لااقل نافله‌هایی که چشمانم باز است و گوشم صدای اذان را می‌شنود، دیگر چه توجیهی دارم. 

بعد هم گله می‌کنیم که مردم جذب معنویت‌ها و عرفان‌های کاذب می‌شوند. آیا ما معنویت صادقی به آن‌ها نشان دادیم که انتظار داریم مشتری ما شوند. این‌طور که پیش می‌رویم احتمالا تا چند وقت دیگر باید نافله‌خوان را هم از چین وارد کنیم.

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در چهارشنبه 1397/03/30 و ساعت 22:16 | نظر شما ()

عید مثل معاد است ...   

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در جمعه 1397/03/25 و ساعت 12:24 | نظر شما ()

مصاحبه همشهری قم با علی آرمین ...   

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در یکشنبه 1397/03/20 و ساعت 23:13 | نظر شما ()

گفتگوی خدا و قرآن ...   
خداوند: بندگان مرا چطور دیدی؟ 
قرآن: پروردگارا برخى مرا مواظبت کرده و حفظ کردند و چیزی از مرا تباه نکردند، و برخی مرا تباه کرده و ناچیز شمردند و تکذیبم کردند، حال آن‌که من حجّت تو بر تمام خلقت بودم.
خداوند: به عزّت و جلالم و به ارتفاع جایگاهم قسم، امروز میزان تویی و بر پایه‌ی تو بهترین ثواب‌ها را می‌دهم و بر پایه‌ی تو، دردناکترین عقاب‌ها را می‌کنم.( الكافی (ط - الإسلامیة) ؛ ج‏2 ؛ ص597)

حاشیه: دنیا مزرعه‌ی آخرت است. نیازی نیست منتظر عقاب روز قیامت باشیم؛ اکنون نیز اگر چشم باز کنیم می‌بینیم که جامعه‌ی مسلمانان به خاطر دوری از قرآن، آشنا نبودن با مفاهیم آن(و در واقع قوانین آن)، به کار نبستن آن در زندگی، اکتفا کردن به روخوانی و روانخوانی و صوت و لحن و به حافظه‌سپاری صرف، دچار عقابی دردناک است که اگر خون برایش گریه کنند، کم است. 

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در سه شنبه 1397/03/15 و ساعت 22:41 | نظر شما ()

«به نام یونس»؛ سیر تکامل انسان در یک قصه قرآنی ...   
در رمان «به نام یونس» نویسنده کوشیده است سیر تحول و تکامل شخصیت اصلی داستان را با الهام از یک قصه قرآنی دنبال کند، او با ایجاد شباهت میان زندگی یونس روحانی با یونس پیامبر، فضای خوبی را برای تحول شخصیت اصلی داستان ایجاد کرده است.

ادامه مطلب

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در یکشنبه 1397/03/13 و ساعت 10:08 | نظر شما ()

میزبانی از خدا در ماه رمضان ...   

رسول خدا صلی الله علیه و آله: بهترین کارها در ماه رمضان دوری از محارم خدای عز و جل است؛ أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ فِی هَذَا الشَّهْرِ الْوَرَعُ‏ عَنْ‏ مَحَارِمِ‏ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل‏( الأمالی( للصدوق) ؛ النص ؛ ص95) 
 
محارم االله را به دو صورت میتوان معنا کرد:  
 
1-کارهایی که حرام است(در مقابل واجب) و در هیچ ماهی حق نداریم آن‌ها را انجام دهیم؛ مثل غیبت، دزدی، شرب خمر و امثال آن 
 
2-کارهایی که بر خدا حرام است. یعنی کارهایی که خدا آن افعال را انجام نمی‌دهد؛ مانند خوردن، آشامیدن، نکاح و امثال آن 
 
به نظر می‌رسد معنای دوم با شهر رمضان تناسب بیشتری دارد. در این ماه، انسان الهی شده و سعی می‌کند از کارهایی که خدا آن‌ها را ندارد، دوری کند. وگرنه محارم به معنای اول که همیشه حرام بوده و ماه رمضان و غیر آن را  نمی‌شناسد.

به عبارت دیگر ما همیشه مهمان خداییم ولی در این ماه خداوند متعال مهمان ما می‌شود و لذا حرمت مهمان را نگه می‌داریم و کارهایی که او ندارد را ترک می‌کنیم.

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در جمعه 1397/03/4 و ساعت 09:50 | نظر شما ()

آشنایی با رمان تازه‌منتشرشدۀ «به نام یونس» ...   

یونس یک روحانی است که نذر می‌کند به خاطر شفای دخترش سفری تبلیغی برود؛ آن هم به روستایی دور افتاده و با آداب و رسومی خاص. او در این روستا و در میان برف‌ها، ماجراهایی سخت و پرداستان دارد و با حادثه‌هایی عجیب و طاقت‌فرسا، ماه رمضانی متفاوت را تجربه می‌کند.

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در جمعه 1397/03/4 و ساعت 09:35 | نظر شما ()

یک حرف حساب ...   

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در دوشنبه 1397/02/31 و ساعت 22:31 | نظر شما ()

آشنایی با رمان «به نام یونس» ...   
یونس یک روحانی است که نذر می‌کند به خاطر شفای دخترش سفری تبلیغی برود؛ آن هم به روستایی دور افتاده و با آداب و رسومی خاص. او در این روستا و در میان برف‌ها، ماجراهایی سخت و پرداستان دارد و با حادثه‌هایی عجیب و طاقت‌فرسا، ماه رمضانی متفاوت را تجربه می‌کند.

برشی از متن کتاب:

ادامه مطلب

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در شنبه 1397/02/29 و ساعت 09:58 | نظر شما ()

ماه رمضان امسال را با رمان به نام یونس تجربه کنید ...   

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در جمعه 1397/02/28 و ساعت 11:10 | نظر شما ()

مقایسه‌ای بین شهاب رمان کمیک استریپهای شهاب و یونس رمان برکت ...   
این تحلیل را در یکی از صفحات دیدم ولی نویسنده‌اش معلوم نبود:

هر دو، روحانی جوان علاقه‌مند به  هنر را دستمایه داستان کرده‌اند؛ شیخ شهاب در  کمیک‌ نقاش است و شیخ یونس در "برکت"  عکاس. تسلط هر دو به هنر باعث ارتباط بهینه و جذب نوجوان می‌شود! زاویه دید هر دو رمان اول شخص است. زمان اصلی وقایع هر دو کتاب،  ماه مبارک  رمضان و مسئله‌ی اصلی‌شان تبلیغ است. با این تفاوت که شیخ شهاب عاشق  تبلیغ است و به دلیل نقص زبان نمی‌تواند؛ اما شیخ یونس از سر اجبار تبلیغ می‌کند و دیگران هم او را نمی‌خواهند! شیخ هر دو  داستان از خانه فراری‌ است! یونس برای فرار از دست آزارهای همسرش به تبلیغ در روستایی دور افتاده تن می‌دهد و شهاب، برای فرار از آزارهای پدر به امامزاده شهر پناه می‌برد. شخصیت شیخ شهاب  رمان جناب  آرمین را بیشتر از شیخ داستان برکت دوست داشتم. یونس برکت، شیخی بی‌حال، منفعل، مریض‌احوال، تاحدودی بی‌خاصیت و مفلوک با ماجراهایی تلخ است. یونس در داستان کنشگر خوبی هم نیست. مصائب و وقایع آزاردهنده یکی پس از دیگری بر سرش خراب می‌شوند و او چون قایقی شکسته و بی‌اراده با امواج سهمگین بالا و پایین می‌رود. شیخ شهاب نیز در زجر و بلا غوطه‌ور است ولی کمتر تلخ و ناامید است. کمتر به عالم و آدم و زمین و آسمان بد و بیراه می‌گوید. و بارقه‌ای از رشد و موفقیت در زندگی‌اش وجود دارد. با این حال جناب آرمین در  کمیک_استریپ‌ نمی‌تواند به پختگی قلم و داستان‌پردازی قوی جناب  دیزگاه برسد. "کمیک استریپ‌های شهاب" مثل خورشت قرمه‌سبزی است که برای جا افتادنش باید صبوری بیشتری می‌شد؛ دوستش داری ولی تا دلبری فاصله دارد. شخصیت‌های داستان ناپخته‌اند و جز پدر _که در شرح بدی‌هایش سنگ تمام گذاشته شده_ پرداخت خوبی نشده‌اند! البته ماجرای رقابت عشقی دو  روحانی بر سر یک دختر را اصلا دوست نداشتم. در مقابل اما؛ برکت مثل یک قهوه بسیار تلخ است. بدمزه است ولی گیراست و تا مدت‌ها جسم و جان را با خود درگیر می‌کند. برای هر دو عزیز آرزوی برکت عمر و غنای قلم دارم. 
پ.ن.م اول: برکت را  کتابستان معرفت و کمیک استریپ‌های شهاب را  انتشارات  جمکران چاپ کرده است. 
پ.ن.م دوم: دوست دارم فرصتی بشود تا درباره نسل تازه‌ی  طلاب  داستان‌نویس مطلبی می‌نوشتم. تلاش  دفتر تبلیغات اسلامی و  مدرسه اسلامی هنر در ظهور این نسل خوش‌فکر موثر بوده است‌. هر چند معمولا اما و اگر در اتفاقات خوب هم وجود دارد!!

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در پنجشنبه 1397/02/27 و ساعت 21:34 | نظر شما ()

نوشته های پیشین  
+ نافله‌خوان را هم باید از چین وارد کنیم
+ عید مثل معاد است
+ مصاحبه همشهری قم با علی آرمین
+ گفتگوی خدا و قرآن
+ «به نام یونس»؛ سیر تکامل انسان در یک قصه قرآنی
+ میزبانی از خدا در ماه رمضان
+ آشنایی با رمان تازه‌منتشرشدۀ «به نام یونس»
+ یک حرف حساب
+ آشنایی با رمان «به نام یونس»
+ ماه رمضان امسال را با رمان به نام یونس تجربه کنید
+ مقایسه‌ای بین شهاب رمان کمیک استریپهای شهاب و یونس رمان برکت
+ رمان به نام یونس جزو پرفروش‌ترین‌های سی و یکیمن نمایشگاه بین المللی کتاب شد
+ نقد کمیک استریپهای شهاب
+ رونمایی از رمان به نام یونس در نمایشگاه کتاب تهران
+ رونمایی از رمان به نام یونس در نمایشگاه کتاب پاریس
+ گفتگو با روحانی رمان‌نویس
+ نگاهی به رمان «به نام یونس»
+ چرا نباید درخواست تعجیل فرج کرد؟
+ آیا یک امام جمعه نباید سوار پرادو شود؟
+ قرآن و حیوانات ترکیبی
+ پولدار راستگو بهتر است یا بی‌پول دروغگو
+ نقد رمان دعبل و زلفا ؛ بیرون آوردن انسان از پوسته‌ای تاریک و ظلمانی
+ الآن که نوجوان شده‌ام
+ ماجرای طلبه ای که بین سنت و مدرنیته پیوند ایجاد می کند
+ دریافت صفحات ابتدایی رمان « پرواز با پاراموتور را دوست دارم »
+ رمان کمیک استریپ های شهاب
+ رمان کمیک استریپ‌هاش شهاب منتشر شد
+ رمان پرواز با پاراموتور را دوست دارم منتشر شد
+ از علی آرمین در جشنواره سوهان روح تقدیر شد
+ برگزیده شدن علی آرمین در جشنواره اشراق در بخش خاطره بلند و تقدیر از رمان ایشان به نام « کمیک استریپهای شهاب »
صفحات :
1
2 3 4 5 6 7 ...