نقد رمان کنسرو غول ...   
نکات مثبت:
1-ساخت یک غول که در واقع حاصل تخیل توکا است. این غول هر خصلتی را از کسی یا چیزی از اطرافش انتزاع کرده است. در واقع او، خود توکاست و استعداد اوست که دارد شکوفا میشود.
2-توجه به نقد مادرانی که حوصله ی بچه ها و غذا پختن برای آنها را ندارند و بیشتر با ماهواره و امثال آن سر خودشان را گرم کرده اند و عصبی هستند و به طور خلاصه نقد زندگی کنسروی
3-سرکوب کردن استعدادهای بچه و رفتار تحکّمی با او؛ همانگونه که در اجبار توکا به انجام کارهایش با دست راست نمایان بود.

ادامه مطلب

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در یکشنبه 1395/08/23 و ساعت 06:11 | نظر شما ()

معنی قرآنی و روایی اسرائیل ...   
اسرائیل نام حضرت یعقوب علیه السلام است. در دعای سمات می‌خوانیم: و مبارک گرداندی برای یعقوب که اسرائیل تو بود در امت موسی علیهما السلام؛ وَ بَارَكْتَ لِیَعْقُوبَ إِسْرَائِیلِكَ‏ فِی أُمَّةِ مُوسَى عَلَیْهِمَا السَّلَام‏ (مصباح المتهجد و سلاح المتعبد ؛ ج‏1 ؛ ص419) در قرآن نیز داریم که تمام طعام‌ها برای بنی اسرائیل حلال بود مگر آنچه که اسرائیل(یعقوب) بر خودش حرام کرده بود...؛ كُلُّ الطَّعامِ كانَ حِلاًّ لِبَنی‏ إِسْرائیلَ إِلاَّ ما حَرَّمَ إِسْرائیلُ عَلى‏ نَفْسِهِ ...(آل‏عمران/93)
ایل نامی از نامهای خدای تعالی است؛ به زبان عبرانی یا سریانی. کلماتی مانند جبرئیل و میکائیل و اسرافیل شبیه عبد الله و تیم الله و مانند اینها در زبان عربی اند. اسرائیل، نام حضرت یعقوب نبی است. و بنی اسرائیل قوم اویند. معنای اسرائیل به زبان عبرانی یا سریانی می‌شود: عبد الله یا صفوة الله؛ إیل‏ بالكسر فالسكون: اسم من أسمائه تعالى( مجمع البحرین، ج‏5، ص315؛ كتاب العین    ج‏8    357؛ القاموس المحیط، ج‏3، ص453) عبرانی أو سریانی. و قولهم‏ جَبْرَئِیلُ‏ و مِیكَائِیلُ‏ و إِسْرَافِیلُ‏ بمنزلة عبد الله و تیم الله و نحوهما. و إِسْرَائِیلُ‏ هو یعقوب النبی ع. و بنو إِسْرَائِیلَ‏: قومه. و معناه بلسانهم: عبد الله أو صفوة الله.( مجمع البحرین، ج‏5، ص315)

اشغالگران فلسطین لیاقت این اسم با این مسمّای نورانی را ندارند و در واقع نامیدن آنها به این نام، پوشاندن لباس حق بر باطل است.

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در یکشنبه 1395/08/16 و ساعت 06:35 | نظر شما ()

در بین مقتولان فی سبیل الله چه کسی از همه بالاتر است؟ ...   
کسی که جان پیامبر صلی الله علیه و آله باشد و شهید شود، قطعا مقامش از دیگران بسیار بالاتر است. امام، جان پیغمبر است؛...وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ...( آل‏عمران/61) توفیق قتل فی سبیل الله برای پیامبر صلی الله علیه و آله محقّق نشد، ولی برای جانش امام حسین علیه السلام حاصل شد. 
خلاصه این‌که مقام شهدا در بین مخلوقات از همه بالاتر است. در بین شهدا نیز امام حسین علیه السلام رفیع‌ترین درجه را دارد.

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در یکشنبه 1395/08/9 و ساعت 05:52 | نظر شما ()

چه کسی بیشترین مفاتح الغیب را دریافت می‌کند؟ ...   
مقتول فی سبیل الله، بیش از همه مفاتح الغیب دارد؛ لذا در فرهنگ اسلامی به او شهید می‌گویند. مزد چنین قتلی شهادت است. شهید، چیزهایی که برای دیگران غیب است را مشاهده می‌کند. البته این شهادت ویژه، پاداش مقتول فی سبیل الله است نه خود قتل. لذا می‌بینم گاهی کسانی هنوز کشته نشده، به درجه‌ی شهادت می‌رسند(البته نه به اندازه درجه‌ی مقتول) و پرده‌ها برایشان کنار می‌رود؛ همان‌گونه که در کربلا امام حسین علیه السلام برای اصحاب باوفایش دعا کرد و منازل و جایگاه ایشان را نشانشان داد؛...ثُمَّ دَعَا وَ قَالَ لَهُمُ ارْفَعُوا رُءُوسَكُمْ وَ انْظُرُوا-فَجَعَلُوا یَنْظُرُونَ إِلَى مَوَاضِعِهِمْ وَ مَنَازِلِهِمْ مِنَ الْجَنَّةِ وَ هُوَ یَقُولُ لَهُمْ هَذَا مَنْزِلُكَ یَا فُلَانُ وَ هَذَا قَصْرُكَ یَا فُلَانُ وَ هَذِهِ دَرَجَتُكَ یَا فُلَانُ(الخرائج و الجرائح، ج‏2، ص847)

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در یکشنبه 1395/08/9 و ساعت 05:51 | نظر شما ()

برای به باز کردن در غیبها چه چیزی لازم است؟ ...   
برای باز کردن ابواب غیب کلید لازم است. تمام کلیدهای غیب به دست خداست. «وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَیْبِ...(الأنعام/59)» هر چه انسان بتواند کلیدهای بیشتری از خدای بزرگ دریافت کند، دایره‌ی شهادتش بیشتر می‌شود. لذا در نماز غفیله به ما دستور داده‌اند که این مفاتح را از خدای تعالی درخواست کنیم؛ اللهم إنی أسألك بمفاتح‏ الغیب‏ التی لا یعلمها إلا أنت...(روضة المتقین ، ج‏2، ص829)

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در یکشنبه 1395/08/9 و ساعت 05:50 | نظر شما ()

آیا کسی هست که غیبی برایش وجود نداشته باشد؟ ...   
تنها کسی که غیبی برایش وجود ندارد و همه چیز برایش مشهود است، خدای تعالی است. بالاترین شهادت و شهادت مطلق مخصوص خداست؛ الَّذی لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَیْ‏ءٍ شَهیدٌ (البروج/9)، قُلْ أَیُّ شَیْ‏ءٍ أَكْبَرُ شَهادَةً قُلِ اللَّهُ شَهیدٌ بَیْنی‏ وَ بَیْنَكُمْ...(الأنعام/19) خدا غیب هم برایش مشهود است؛ عالِمُ الْغَیْبِ وَ الشَّهادَةِ... (التغابن/18) مخلوقات الهی حتی اگر بالاترین درجات را هم داشته باشند و در زمره‌ی ملائکه و پیغمبر و امام هم باشند، باز اموری برایشان غایب می‌ماند. هر چه دایره‌ی مشهوداتشان وسعت یابد، باز در مقابل شهود بی‌نهایت الهی کوچک و ضیق است. لذا هیچ کس نمی‌تواند بر تمام مشهودات الهی که در واقع برای بشر، غیب محسوب می‌شود، دست پیدا کند؛ عالِمُ الْغَیْبِ فَلا یُظْهِرُ عَلى‏ غَیْبِهِ أَحَداً (الجن/26)

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در یکشنبه 1395/08/9 و ساعت 05:48 | نظر شما ()

شهید یعنی چه؟ ...   
شهید یعنی حاضر آگاه. در دادگاه هم شاهد کسی است که در محل وقوع جرم حضور آگاهانه داشته است. مثلا کوری که در محل جرم حضور داشته، نمی‌تواند راجع به دیدنی‌ها شهادت دهد؛ زیرا حضور داشته ولی آگاهانه نبوده است. انسان پنج حس دارد. هر کدام از این پنج حس نیز باطنی دارند. انسانی که فقط پنج حس ظاهری را دارد، تنها شاهد ظواهر است و باطن آنها برایش غیب است. انسانی که پنج حس باطنی را هم دارد، دایره‌ی شهادتش ظاهر و باطن را در برمی‌گیرد ولی باز چیزهایی هست که برای او غایب است.

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در یکشنبه 1395/08/9 و ساعت 05:40 | نظر شما ()

ارباب من حسین است مخالف قرآن است ...   
کسی که گفت ارباب من حسین است، حرفی مخالف صریح قرآن زد؛ حرفی که با کفر برابر است.

خدا شما را امر نمی‌کند که ملائکه و پیامبران را ارباب بگیرید؛ آیا پس از اینکه مسلمان شدید، شما را به کفر امر می‌کند؟؛ وَ لا یَأْمُرَكُمْ أَنْ تَتَّخِذُوا الْمَلائِكَةَ وَ النَّبِیِّینَ أَرْباباً أَ یَأْمُرُكُمْ بِالْكُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ(آل‏ عمران : 80)

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در جمعه 1395/07/30 و ساعت 20:36 | نظر شما ()

وقتی مژی گم شد ...   

وقتی مژی گم شد/ نویسنده: آقای حمید رضا شاه آبادی
داستان درباره دو دختر است به نام‌های مژگان و مژده که هر دو را مژی صدا می‌زنند. این رمان درباره‌ی دخترانی است که به نحوی با مشکلات خانوادگی و درک نشدن توسط اطرافیانشان درگیرند و کارشان به جاهای تاریکی کشیده می‌شود. جدای از بحث‌های روانشناسانه و آموزنده‌ای که دارد، چند نکته بیش از دیگر موارد، توجه مرا جلب کرد:
1- تِم تمام داستان با قرینه سازی عجین شده است. از خود دخترها که مرکز داستانند گرفته تا طرح جلد که شکل پروانه ای است که درون آن سر دو انسان روی دو بال پروانه نقش بسته است، تا دو نگهبانی که دوقلو هستند و تا منارجنبان که با لرزش یک گنبد، گنبد دیگرش می‌لرزد.
2- تقریبا خود کتاب هم مانند همان دو بال پروانه، به دو قسمت تقسیم شده بود و هر قسمت درباره یکی از مژی‌ها بود.
3- نویسنده چند فصل اول تمهیدی می‌چیند تا راوی اصلی داستان به نحوی بخواهد خودش را معرفی نکند. این تمهید تعلیقی ایجاد میکند که تقریبا نیمه‌ای از داستان ذهن خواننده را برای شناختن راوی اصلی درگیر می‌کند. جالب اینجاست که راوی در هر فصل خودش را جای یک نفر جا میزند و به خواننده می‌باوراند که راوی واقعی اوست ولی در فصل بعدی می‌فهمیم که راوی شخصی غیر از راویان قبل است.
4- نکته جالب دیگر اینکه راوی داستان به عنوان شاگرد کلاس داستان نویسیِ نویسنده معرفی شده است و استاد ساه آبادی در نیمه و پایان داستان درباره‌ی نوشته او اظهار نظر می‌کند.
5- استاد در نظر پایانی، سوال‌هایی درباره‌ی داستان ایجاد می‌کند که پیامد آن پایانی باز برای داستان است.

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در جمعه 1395/07/23 و ساعت 21:19 | نظر شما ()

تفاوت کشتی نوح و کشتی حسین علیهما السلام ...   
وقتی حضرت نوح استخوان‌های مردگان را بر آب دید، بسیار گریست و غمگین شد. خدا در پاسخ به این عکس العمل نوح فرمود: این کار خودت است. خودت نفرینشان کردی. و چقدر نوح با ادب است که به خاطر کاری که کرده، سریع استغفار و توبه می‌کند.1

سه قرینه بر ترک اولای نوح وجود دارد: 1- گریه و غمگینی شدید او 2- جواب خداوند که فرمود این عمل خودت است که نفرینشان کردی 3- استغفار و توبه‌ی نوح علیه السلام

مردم مخلوقات خدایند. اصل این است که اولیا و انبیا سختی های تبلیغ را تحمل کنند و آنها را نجات دهند وگرنه نفرین کردن و کشتنشان کار بی دردسری است ؛ کاری که امام حسین علیه السلام میتوانست کند ولی نکرد.


1عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَمَّا حَسَرَ الْمَاءُ عَنْ عِظَامِ الْمَوْتَى فَرَأَى ذَلِكَ نُوحٌ ع جَزِعَ جَزَعاً شَدِیداً وَ اغْتَمَّ لِذَلِكَ فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیْهِ هَذَا عَمَلُكَ بِنَفْسِكَ أَنْتَ دَعَوْتَ عَلَیْهِمْ فَقَالَ یَا رَبِّ إِنِّی أَسْتَغْفِرُكَ وَ أَتُوبُ إِلَیْكَ فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیْهِ أَنْ كُلِ الْعِنَبَ الْأَسْوَدَ لِیَذْهَبَ غَمُّكَ. (الكافی (ط - الإسلامیة) ؛ ج‏6 ؛ ص350)


|+| نوشته شده توسط علی آرمین در جمعه 1395/07/23 و ساعت 08:40 | نظر شما ()

تفاوت نوح و حسین ...   

نوح و یارانش سوار کشتی شدند تا گمراهان کشته شوند. 
حسین و یارانش کشته شدند تا گمراهان سوار کشتی شوند.

ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة

|+| نوشته شده توسط علی آرمین در پنجشنبه 1395/07/22 و ساعت 13:37 | نظر شما ()

نوشته های پیشین  
+ نقد رمان کنسرو غول
+ معنی قرآنی و روایی اسرائیل
+ در بین مقتولان فی سبیل الله چه کسی از همه بالاتر است؟
+ چه کسی بیشترین مفاتح الغیب را دریافت می‌کند؟
+ برای به باز کردن در غیبها چه چیزی لازم است؟
+ آیا کسی هست که غیبی برایش وجود نداشته باشد؟
+ شهید یعنی چه؟
+ ارباب من حسین است مخالف قرآن است
+ وقتی مژی گم شد
+ تفاوت کشتی نوح و کشتی حسین علیهما السلام
+ تفاوت نوح و حسین
+ وقتی تا سه می‌شمرم، انگشت‌هایم درد می‌گیرد.
+ آغوش خالی مادر؛ زبان حال مادر علی اصغر علیه السلام
+ کتاب حیات و قیام
+ داستان تولّد
+ حرمِ شهید وطن است
+ علت نامگذاری
+ آیا عذاب هم بشارت دارد؟
+ آیا خداوند از ما انتقام می‌گیرد؟
+ لطیفه ای قرآنی در مورد زنان پیامبر ص
+ آیات را هم بی دلیل نپذیر
+ چرا باید فرزندان پدر و مادر را به خانه سالمندان نبرند؟
+ آمد و شد
+ اطلاعیه
+ چرا ابراهیم ع مامور به ذبح اسماعیل ع شد؟
+ فراخوان جشنواره داستان کوتاه عاشورا
+ گزیده‌ای از صحبتهای رضا امیرخانی با موضوع زندگی داستان نویس- دوره آل جلال- آبان94
+ گزیده‌ای از صحبتهای حسین فتاحی با موضوع آسیب شناسی ضعف فرم- دوره آل جلال- آبان94
+ سیامک گلشیری- دوره آل جلال- آبان94:
+ کالبد داستان: مصاحبه با جان تروبی- قسمت اول
صفحات :
1
2 3 4 5 6 7 ...